مرورگر شما از جاوا اسکريپت پشتيباني نمي کند.
تنظيمات قالب
رنگ قالب:


فونت قالب:
تبليغات
اعطای مدارک معتبر مورد تایید دارالقرآن اداره کل تبلیغات اسلامی،برگزاری کلاسهای آموزشی ضمن خدمت ویژه فرهنگیان و کارمندان اداره ها،برگزاری محافل انس باقرآن و مسابقات قرآنی
درباره سايت
sj114
پایگاه اطلاع رسانی مؤسسه قرآنی مردمی سراج دهلران seraaje_dehloran@yahoo.com
نويسندگان
موضوعات
sj114 آموزش
sj114 صوتی
sj114 فیلم
sj114 زندگینامه قاریان مشهورجهان
sj114 برنامه های موبایل وکامپیوتر
sj114 تلاوت آنلاین قرآن کریم+متن
sj114 تعبیرخواب کامل(اختصاصی)
sj114 اطلاعیه کلاسهای آموزشی
sj114 کمکهای خیرین
آمار سايت
آمار مطالب

کل مطالب: 147
کل نظرات: 9

آمار کاربران

تعداد اعضا: 26
افراد آنلاين: 1

آمار بازديد

بازديد امروز : 1653
بازديد ديروز : 727
گوگل امروز : 165
گوگل ديروز : 73
بازديد اين هفته : 4587
بازديد اين ماه : 18802
بازديد اين سال : 96917
بازديد کل : 998677

مشخصات کاربر

آي پي : 184.73.14.222
مرورگر :
سيستم عامل :
امروز :
چت باکس

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)
لينک هاي روزانه
تبليغات
برگزاری کلاسهای آموزشی قرائت قرآن کریم(از مقدماتی تاپیشرفته) ویژه برادران و خواهران، تفسیر،تربیت معلم پیش دبستانی،تربیت معلم روخوانی و روانخوانی و غیره
ورود يا عضويت
ورود به سايت :
نام کاربری
رمز عبور

فراموشي رمز عبور؟

عضويت سريع :
نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری

به نظر شما سایت چگونه است؟

آگهي ها
تبادل لينک اتوماتيک

تبادل لینک هوشمند

برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان مؤسسه قرآنی مردمی سراج دهلران و آدرس sj114.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

 

 

 






لينک هاي دوستان
درگاه پرداخت بانکي
********************************************** ********************************************** www.seraaj64.ir ********************************************** **********************************************
********************************************** **********************************************
استخاره آنلاین با قرآن کریم

********************************************** **********************************************

مجله نایت پلاس

تبليغات
آدرس محل موسسه قرآنی سراج: دهلران- خیابان معلم- جنب آژانس علی-حسینیه ابوالفضل العباس(ع)- محل برگزاری کلاسهای آموزشی قرآن و تفسیر جهت اطلاع از زمان ثبت نام و همچنین دوره آموزشی با شماره تلفن های ذیل تماس حاصل فرمائید: 33727360-084 ........09187441008.........09377597262.........مدیریت مؤسسه قرآنی مردمی سراج دهلران
آخرين ارسال هاي انجمن


بازديد : 1707 نويسنده : مدیریت مؤسسه قرآنی سراج تاريخ : دو شنبه 26 آبان 1393"17:33"

تصویرقاری

تصویرقاری 

 

استاد عبدالباسط محمدعبدالصمد

استاد محمدصدیق منشاوی

سوره        بلد


سوره      آل عمران


سوره       مریم

سوره        نباء

سوره       حجر

سوره      اسراء

سوره     الحاقه

سوره      فاتحه

سوره    غاشیه

سوره       علق

سوره     انفطار

سوره     مؤمنون

تصویرقاری

تصویرقاری

 

 

استاد مصطفی اسماعیل

استاد راغب مصطفی غلوش

سوره     نازعات

   

سوره     احزاب

   

سوره     احزاب

 

سوره     اسراء


سوره      حاقه

 

سوره      بروج

 

سوره     رحمن

 

سوره      بقره

 

سوره     مریم

 

سوره      بقره

 

سوره     تحریم

 

سوره   آل عمران

 

تصویرقاری

تصویرقاری

 

استاد شحات محمد انور

استاد محمود شحات محمدانور

سوره     احزاب

  

سوره     فتح


سوره   آل عمران


سوره    قریش

 

سوره   مومنون

 

سوره تحریم...حمد

 

سوره    غاشیة

 

سوره      انبیاء

 

سوره   ق-کوثر

 

سوره       طه

 

سوره    نساء

 

سوره    شمس

 

تصویرقاری

تصویرقاری

  

استاد حامد شاکرنژاد

استاد سیدمتولی عبدالعال

سوره    یوسف

سوره حج-قصار...

سوره  آل عمران


سوره    اعراف

سوره   ضحی

سوره    حشر


سوره     طه

سوره  مریم

سوره     ق


سوره    الرحمن


سوره   یوسف


سوره    ابراهیم

تصویرقاری

تصویرقاری

  

استاد محمداحمد بسیونی

استاد شعبان عبدالعزیزصیاد

سوره نباء-نازعات

   

سوره   نجم

 

سوره نحل-قصار

 

سوره  نور

 

سوره  فصلت

 

سوره نجم وقمر

 

سوره   یس

 

سوره   اسراء

 

سوره  قیامه1

 

سوره  مجادله

 

سوره  قیامه2

 

سوره   انسان

 

تصویرقاری

تصویرقاری

 

استاد دکتر احمد نعینع

استاد محمودمحمد طبلاوی

سوره   مریم

سوره    احزاب


سوره   احزاب


سوره     فتح

سوره   روم

سوره     انبیاء

سوره    جن

سوره    انعام

سوره   فاطر

سوره     حجر

سوره  انسان

سوره آل عمران

تصویرقاری

تصویرقاری

 

 

استاد انور شحات محمدانور

استاد

سوره   شمس

سوره


سوره   احزاب


سوره

سوره   مائده

سوره

سوره    زمر

سوره

سوره  

سوره

سوره

سوره


تصویرقاری

تصویرقاری

 

 

استاد

استاد

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

تصویرقاری

تصویرقاری

 

 

استاد

استاد

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

تصویرقاری

تصویرقاری

 

 

استاد

استاد

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

تصویرقاری

تصویرقاری

 

 

استاد

استاد

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

تصویرقاری

تصویرقاری

 

 

استاد

استاد

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

تصویرقاری

تصویرقاری

 

 

استاد

استاد

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

تصویرقاری

تصویرقاری

 

 

استاد

استاد

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

سوره

 

 


موضوعات مرتبط : فیلم, تلاوت قرآن کریم, ,


بازديد : 3793 نويسنده : مدیریت مؤسسه قرآنی سراج تاريخ : دو شنبه 26 آبان 1393"10:53"

«شعبان عبدالعزیز صیاد»

«استاد شعبان عبدالعزیز صیاد»
شعبان عبدالعزیز صیاد یكی از قاریان مشهور مصری در 20 سپتامبر سال 1940 میلادی مصادف با 1319 هجری شمسی در روستای «صراوة» از توابع شهر آشمون در استان منوفیه مصر به‌دنیا آمد.

پدرش «عبد العزیز إسماعیل احمد الصیاد» قاری قرآن بود و به‌سبب تلاوت بسیار زیبایش، در مناسبت‌ها و محافل برای تلاوت قرآن دعوت می‌شد و این مقدمه‌ای بود تا شعبان عبدالعزیز صیاد از همان اوان كودكی آیات وحی الهی را در دل و جان خود زمزمه كند.

استاد شعبان عبدالعزیز صیاد در هفت سالگی حافظ كل قرآن شد و این امر هنگامی محقق شد كه وی برای فراگیری علوم قرائات و تجوید قرآن كریم به مكتب‌خانه رفت و نزد استاد «جاد ابوغربیة» به فراگیری علوم قرآنی مشغول شد.

وی در 12 سالگی به محافل قرآنی دعوت می‌شد، او پس از اخذ دیپلم به دانشگاه الازهر مصر رفت و در رشته اصول دین به فراگیری علوم دینی مشغول شد، وی در تلاوت خود بیشتر از سبك استاد «محمد رفعت»، استاد «محمد سلام» و استاد«مصطفی اسماعیل» بهره می‌گرفت.

استاد شعبان عبدالعزیز صیاد در سال 1966 میلادی از دانشگاه الازهر فارغ‌التحصیل شد و در آن زمان به‌عنوان قاری مشهور برای تلاوت آیات روح‌بخش قرآن كریم به مجالس و محافل دینی و مذهبی دعوت می‌شد

این قاری برجسته كشور مصر در سال 1975 در آزمون ورودی رادیو قرآن مصر شركت كرد و با موفقیت كامل توانست جواز حضور و تلاوت در رادیو قرآن این كشور را كسب كند و بدین‌ وسیله شهرت استاد و همچنین صدای دل‌نواز او در سراسر جهان طنین‌انداز شد.

استاد شعبان عبدالعزیز صیاد در بزرگترین و مشهورترین مساجد كشور مصر به تلاوت پرداخته كه از جمله آن‌ها می‌توان به مسجد الحسین (ع) و مسجد حضرت زینب (س) اشاره كرد، صدای این قاری برجسته مصری چنان زیبا بود كه هنگام تلاوت وی جمع كثیری حتی در هوای سرد گردهم می‌آمدند تا آوی وحی را با ترنم نغمات ملكوتی این استاد گوش كنند.

این قاری مصری به جمهوری اسلامی ایران نیز برای تلاوت قرآن سفر كرد و عاشقان و تشنگان كلام وحی الهی را با صدای زیبای خود سیراب كرد، وی مشوقان اصلی خود برای تلاوت خود را استاد «مصطفی اسماعیل»، «ابوالعینین شعیشع» و «محمود علی‌البناء» می‌داند.

استاد صیاد علاوه بر ایران به كشورهای مختلف جهان برای تلاوت قرآن كریم مسافرت كرد كه از جمله آن‌ها می‌توان به كشورهای كویت، امارات، اردن، سوریه، عراق، اندونزی، انگلستان، فرانسه و آمریكا اشاره كرد.

تلاوت‌های این قاری برجسته مصری همراه با حزن و سوزی خاص همراه است كه تا اعماق دل‌ها رسوخ كرده و قلب‌ها را جلا می‌دهد،استاد شعبان عبدالعزیز صیاد سرانجام در سال 1998 در سن 58 سالگی دعوت حق را لبیك گفت و به دیدار معبود شتافت. روحش شاد یادش گرامی باد.


موضوعات مرتبط : زندگینامه قاریان مشهورجهان, شعبان عبدالعزیز صیاد, ,


بازديد : 3660 نويسنده : مدیریت مؤسسه قرآنی سراج تاريخ : دو شنبه 26 آبان 1393"10:51"

«دکتر احمداحمد نعینع»


 

سوال ۱- لطفاً بفرمایید خودتان را معرفی کنید و بفرمایید چند سال دارید و در کجا متولد شده اید و الان در کجا ساکن هستید و چه تحصیلاتی دارید؟
بنده دکتر احمد نعینع هستم، ۴۶ سال سن دارم و در شهر متوبس متولد شده ام. کلمه متوبس کلمه ای از فراعنه است که اصل آن متوبس است، الان نیز در قاهره پایتخت مصر سکونت دارم. من در دانشگاه اسکندریه لیسانس خود را در پزشکی و بعد فوق لیسانس خود را گرفتم و در انتها نیز دکترای خود را با تخصص طبابت اطفال در آن دانشگاه گرفتم.
سوال ۲- غیر از خودتان سه تن از قاریان بزرگ مصر را نام ببرید؟
از قاریان قدیم: استاد محمد رفعت، استاد مصطفی اسماعیل و استاد ابوالعینین شعیشع.
از قاریان جدید: استاد شحات محمد انور، استاد محمد الیثی و استاد محمد عبدالوهاب طنطاوی.
سوال ۳- آیا در ملاقات هایتان با مقام معظم رهبری و تلاوتهایی که داشتید خاطره ای دارید؟
من سومین بار است که به ایران سفر کرده ام و در دو بار قبل با ایشان ملاقات داشتم. خاطره ای از اولین دیدار ار نقل می کنم: یک شب هنگام نماز مغرب و عشا در منزل مقام معظم رهبری بودم و نماز را به امامت ایشان خواندم و بعد قرار شد که قرائت کنم، امام در جای مخصوص جلوس کردند و من هم تلاوت کردم. آقا بسیار خوشحال شدند و فرمودند: (( شما مثل استاد مصطفی اسماعیل تلاوت می کنید و صدایتان بسیار شبیه اوست اما از او تقلید نمی کنید بلکه قطعاتی را افزون بر کارهای مصطفی اسماعیل اجرا می کنید.)) و بعد سوالاتی را پرسیدند که استاد مصطفی اسماعیل کی فوت کرد، کجا فوت کرد، چگونه بود و چقدر از آن زمان می گذرد.
سوال۴- ما به خاطر داریم که شما در یکی از سفرهایتان به ایران یک عبا را از دست مقام معظم رهبری هدیه گرفتید، بفرمایید که آیا آن عبا را برای تلاوت نیکویتان به عنوان صله دریافت کردید؟
من فقط یک عبا نگرفتم بلکه یک شال سبز هم از ایشان هدیه گرفتم و علتش هم این بود که در گفتگوهای من با مقام معظم رهبری من عرض کردم که اجداد من حسنی هستند و در واقع من از یک سلسله حسنی هستم و اجداد من به امام حسن (ع) بر می گردد و لذا من از سادات هستم و ایشان یک عبا به رنگ روشن و یک شال سبز به من هدیه دادند.
سوال۵- آیا از مسافرت هایتان به شهرهای دیگر ایران هم خاطره ای دارید و از استقبال مردم در کجا بهترین خاطره برایتان پیش آمده است؟
من به شهرهای فراوانی از جمله بوشهر، ارومیه، شیراز، اصفهان، مشهد، زاهدان، اهواز، لار، بندرعباس، سنندج، یزد، کرمان و رفسنجان مسافرت کرده ام. ولی بهترین خاطرات من در شهرهایی رقم خورد که اماکن مقدسه در آنجا وجود دارد. خصوصاً در مشهد مقدس در زیارت حضرت امام رضا (ع) یک فضای روحانی و قدسی در آنجا احساس کردم و روحانیت خاصی را در آنجا دیدم و همینطور در قم در زیارت حضرت معصومه(ع) و همینطور در شیراز در زیارت شاه چراغ نیز احساس خوبی داشتم.
سوال۶- شما در سفرهایتان به هر جا تشریف برده اید قاریان ایرانی را دیده اید که در آنجا به تلاوت قرآن پرداخته اند، بفرمایید نظرتان راجع به آنها چیست وآینده آنها را چگونه ارزیابی می کنید؟
من در این مدت که از اولین سفرم تاکنون به ایران می گذرد هر سالی نسبت به سال گذشته قاریان ایرانی را بهتر و در سطح بالاتری دیده ام و من همواره شکوفایی را در قاریان ایرانی احساس می کنم و همواره آنان را تشویق می کنم و برایشان دعا می کنم و امید است که در آینده همتراز با قاریان مصری باشند و چیزی از آنها کم نداشته باشند.
سوال۷- آیا خاطره ای از استاد عبدالباسط دارید؟
من در ابتدا همراه با ایشان می خواندم و اصلاً تلاوتم را با ایشان همراه کرده بودم و از او الهام می گرفتم، در حالی که او در نهایت و در اوج بود و من یک تازه کار بودم. حدود ۸ سال او را می شناختم او مردی خوش قلب و خوش رو بود و متخلق به اخلاق قرآنی. اما استاد مصطفی اسماعیل برای من جای خاصی را داشت.
سوال ۸- در صورتی که می توانید خاطره ای از استاد منشاوی بازگو کنید؟
من بیش از ۳۰ سال با اسم محمد صدیق منشاوی و تلاوتهای او آشنا بودم، از حدود سال ۱۹۶۹ میلادی، من حدوداً ۱۰ ساله بودم و استاد را می شناختم و از آن زمان تاکنون با تلاوتهای او آشنا هستم، آشنایی ما هم با این حالت بود که او در مسجدی در اسکندریه تلاوت می کرد و من با نامه و مکاتبه از او کسب فیض می کردم.
سوال۹- در انتها از شما خواهشمندیم خاطره ای از استاد مصطفی اسماعیل نقل کنید؟
من در آن زمان که استاد در مناسبتهای مختلف در شهر متوبس تلاوت می کرد کودک بودم و تلاوتهای او را می شناختم. بعد به اسکندریه آمدم. استاد به آنجا خیلی سفر می کردند در دهه۷۰ با استاد آشنا شدم و۸ سال همیشه همراه استاد بودم و همیشه به مانند یک ملازم، هر جا استاد می رفت همراه ایشان بودم.
سوال۱۰- استاد از شما خواهشمندیم کلماتی را به زبان فارسی صحبت کنید؟
متشکرم، خیلی ممنون .


موضوعات مرتبط : زندگینامه قاریان مشهورجهان, احمد نعینع, ,


بازديد : 3601 نويسنده : مدیریت مؤسسه قرآنی سراج تاريخ : دو شنبه 26 آبان 1393"10:43"

 

«ابوالعینین الشعیشع»


 

ابوالعینین‌ شعیشع در سال ۱۳۴۳هـ.ق در«بیلا» از استان «کفرشیخ» متعلق به مصر علیا به دنیا آمد. او مراحل اولیه قرائات را تحت آموزش برادر بزرگش«احمد شعیشع» فرا گرفت و پس از آن در کنار اساتید فن قرائات به تکمیل این علم پرداخت. او تنها قارى عصر خود است که به روش استاد کل قرائات و نابغه زمان ، مرحوم رفعت، به تلاوت مى پردازد. به همین سبب از مشاهیر عصر خود به شمار مى رود و همواره مشتاقان قرآن کریم از قرائت او بهره مى گیرند. استاد شعیشع از استادان و نام آوران بزرگ علم قرائت مى باشد. وى در تلاوت قرآن کریم صوتى گرم و لحنى ‌دلنشین ‌دارد. آن چنان که ‌شنونده را شیفته و مجذوب ‌حلاوت‌ صوت خویش می‌سازد. وى ‌قــرآن را در سن‌ّ هفت سالگى فرا گرفت و قرائت‌ قرآن را در رادیو قاهره براى اولین بار در سن هفده سالگى در ۱۳۶۰ هـ.ق آغاز کرد. او در آن زمان کوچکترین قارى در رادیو بود.
استاد در حال حاضر رئیس اتحادیه قراء مصر، عضو مجلس عالى امور اسلامی، عضو کمیته عالى قرآن در وزارت اوقاف مصر، رئیس مرکز بین المللى قرآن کریم و عضو کمیته ساختمان مساجد در استان قاهره و قارى مسجد سیده زینب در مصرى باشد.
از ویژگى هاى ‌ممتاز تلاوت استاد شعیشع وزین و با وقار بودن صوت و دقت در اداى کلمات و بیان ‌رسا و تلفظ قوى مى باشد. او تمامى موفقیت هاى خویش را در این زمینه مرهون ‌مساعدت هاى مرحوم شیخ عبدالله عفیفى شاعر و مؤلف داستان پیامبر بزرگ (ص) مى داند. استاد به ‌کشورهاى بسیارى از جمله، فرانسه، انگلیس، ترکیه، یوگسلاوی، سومالی، اردن، سوریه، کویت، ایران و تمامى کشورهاى عربى مسافرت کرده، در این کشورها به تلاوت قرآن پرداخته است. تلاوت هاى استاد به طور متوالى از کلیه ‌رادیوهاى کشورهاى عربى و اسلامى پخش مى شود؛ همچنان که رادیو قرآن جمهورى اسلامى ایران نیز همه هفته به پخش تلاوت هایى از این استاد مبادرت مى ورزد. وى در پانزدهمین دوره مسابقات بین المللى قرآن کریم که در ایران برگزار شد به عنوان رئیس هیأت داوران حضور داشت‌.
استاد درباره دستاورد سفرهایش به کشورهاى مختلف مى گوید:
در این مسافرت ها به این نتیجه دست یافته ام که آداب و سنت ها و رسم هاى اسلامى در میان همه مسلمانان جهان همانند و یکسان است‌.
ایشان معتقدند که قرآن بدون موسیقى زیباست، یک نوع موسیقى خدایى در آن وجود دارد. ولى قارى هنگامى که تلاوت می‌کند، معنى آنچه را که مى خواند باید با صدایش نشان بدهد. باید تغییر معانى کلمات را بداندتا با صدایش آنچه را در معانى وجود دارد، به دیگران انتقال دهد. در قرائت قرآن باید خشوع در برابر خدا دیده شود و قارى باید پایبند به خشوع باشد.
ایشان به عنوان سفارش به قاریان ایرانى بیان می‌کنند که:
قاریان نخست باید سلامتى خود را حفظ کنند. من به جوانان ایرانى نصیحت می‌کنم در سن بلوغ (در بین نوجوانى و جوانى ) به مدت یک سال از قرائت خوددارى کنند. در این دوره ، حنجره باید استراحت کند قارى باید از غذاى خوب استفاده کند، به خواب خود اهمیت دهد و ورزش کند تا نفس او تقویت ‌شود. قارى باید به علم تجوید آگاهى ‌همه جانبه داشته باشد. مطلب دیگرى که براى قاریان ایرانى اهمیت ‌دارد، حفظ قرآن است به‌ گونه اى که هنگام قرائت، قرآن را از حفظ ‌تلاوت کنند که این ها از اصول قرائت است. یادگیرى تواشیح دینى نیز براى قارى مهم است قارى باید دستگاه هاى ‌موسیقى را آموزش ببیند تا هنگام ‌قرائت ‌با آهنگ موزون به ‌تلاوت‌ بپردازد و دستگاه ها را در آن رعایت کند.
و در مورد قاریان ایرانى عنوان می‌کنند که : قاریان ایرانى در زیبایى صدا و تلاوت خوب، کم نظیرند. اگر بخواهم دقیق تر بیان کنم قاریان مصرى در مرتبه نخست قرار دارند و قاریان ایرانى پس از آنان قرار می‌گیرند. از لحاظ تعداد قاریان و زیبایى صدا بى نظیرند و در هیچ کشور اسلامى مانند ندارند. ایران و مصر در دو موضوع‌ با هم رقابت می‌کنند. نخست عشق به اهل بیت (ع) و دوم تلاوت قرآن.
این‌نهضت بزرگ قرآنى که در ایران به و جود آمده، مرهون انقـــلاب اسلامى است. من این شور و اشتیاق را پیش از انقلاب ندیدم و این از رهبران بزرگ کشور ایران است که پرچم قرآنى را برپاداشته اند.
استاد راز موفقیت خود را در ترس از خدا و رعایت و پایبندى به قرآن می‌داند و مى گوید:
«همیشه از خدا خواسته ام تازنده ام، مرا از خدمت به کتاب خدا محروم نکند.»

 

 


موضوعات مرتبط : زندگینامه قاریان مشهورجهان, ابوالعینین شعیشع, ,


بازديد : 3742 نويسنده : مدیریت مؤسسه قرآنی سراج تاريخ : دو شنبه 26 آبان 1393"10:38"

«حامد شاکرنژاد»

استاد حاج حامد شاکر نژاد یکی از قاریان نام آشنا در عرصه فن قرائت قرآن است. وی متولد سال ۱۳۶۲هجری شمسی است. و در حال حاضر در رشته مدیریت بازرگانی مشغول به تحصیل است. استادان فرقانی، حاج جواد و حاج مجتبی سادات فاطمی در تعلیم و تربیت وی نقش بسزایی داشتند. پدر و برادر بزرگترش حاج حمید شاکرنژاد، نیز از قاریان مطرح و موفق جامعه قرآنی به شمار می روند

بهترین هدیه به ایشان اجازه تشرف به داخل کعبه می‌باشد و ایشان از این بابت خیلی خوشحال است.

او در تلاوتهای خویش پیرو سبک اکبر القراء استاد مرحوم مصطفی اسماعیل است. با فن اختلاف قرائات به خوبی آشنا ست و در تلاوتهای مجلسی خویش قرآن را به روایتهای چندگانه قرائت می کنند
صدای پخته، انعطاف پذیر، قدرتمند، انواع تحریرهای چرخشی، چکشی، و… به همراه استفاده بجا از مقامها، گوشه ها، ملودیها و مبدلهای قرآنی، از وی چهره ای ممتاز و برجسته ساخته است؛ چندانکه که اگر کسی وی را نشناسد و فقط صدای او را بشنود گمان می کند یکی از قاریان مصری مشغول تلاوت است.

  
مقامات داخلی و بین المللی وی بدین شرح است 

مقامهای داخلی

نفر اول مسابقات قرآن کریم دانش آموزی مشهد مقدس در سال ۱۳۷۴
نفر اول مسابقات قرآن کریم دانش آموزی استان خراسان در سال ۱۳۷۴
نفر اول مسابقات قرآن کریم دانش آموزی کشور در سال ۱۳۷۴
نفر اول مسابقات قرآن کریم اوقاف و امور خیریه مشهد مقدس در سال ۱۳۷۴
نفر اول مسابقات قرآن کریم اوقاف در استان خراسان در سال ۱۳۷۴
نفر اول مسابقات سراسری قرآن کریم اوقاف و امور خیریه در سال ۱۳۷۴


مقامهای بین المللی


نفر اول مسابقات بین المللی قرآن کریم عربستان سعودی در رشته قرائت و حفظ ۵ جزء در سال ۱۳۷۴

مأموریت های قرآنی داخل کشور
تلاوت قرآن کریم در حرم مطهر امام رضا (ع) و در محضر مقام معظم رهبری

مأموریت های قرآنی در خارج از کشور
سفر به کشورهای عربستان سعودی، پاکستان، قطر، امارات متحده عربی، سوریه و لبنان جهت تبلیغ

 

 


موضوعات مرتبط : زندگینامه قاریان مشهورجهان, حامد شاکرنژاد, ,


بازديد : 3628 نويسنده : مدیریت مؤسسه قرآنی سراج تاريخ : دو شنبه 26 آبان 1393"10:34"

 

«انورشحات محمدانور»

 

در میان قاریان نسل سوم تلاوت کشور مصر، استاد انور شحات انور، فرزند مرحوم شیخ شحات محمد انور، یکی از برجسته ترین چهره قرآنی عصر حاضر در جهان اسلام به شمار می رود.

وی در سال 1978 میلادی مطابق با1357 شمسی در استان دهقلیه کشور مصر، در یک خانواده مذهبی نسبتا شلوغ (شش خواهر و دو برادر)دیده به جهان گشود.

پدرش؛ مرحوم شیخ شحات محمد انور؛ معروف به "ملک النغم" و جزوآخرین چهره های پیش کسوت دوران طلایی تلاوت مصر می باشد.

انور شحات، که اکنون متاهل و در کشور قاهره زندگی می کند، نخست در محضر پدر به فراگیری اصول تجوید و قرائت قرآن پرداخته آنگاه نزد "شیخ عبدالحکیم"، رئیس جامعه تفسیر و چاپ قرآن، مفاهیم قران را آموخته است.

چنانکه خود گفته است از سنین 2سالگی دوشادوش پدر در محافل قرآنی، شرکت می کرده و در همین جلسات ، استعداد ذاتی وی به تدریج شکوفایی یافته و آیات روح افزای قرآن در کام جان او می نشسته است.

حفظ قرآن را از 6سالگی آغاز و در 12 سالگی موفق به حفظ کل قرآن کریم گردیده است.

پدرش؛ مرحوم شیخ شحات محمد انور؛ معروف به "ملک النغم" و جزو آخرین چهره های پیش کسوت دوران طلایی تلاوت مصر می باشد.

او و برادر کوچکترش، محمود انورشحات، از کودکی به طریق و سبک تلاوت پدر، علاقمند و در مسجد"شحات"، مسجدی به نام پدر در قاهره، اذان می گفته است تا اینکه از 12سالگی به طور رسمی به محافل و مجامع قرآنی مصر راه یافته است.

انور شحات، نخست طریق روایت حفص از عاصم و سپس روایت "ورش" از نافع را نزد استاد" شیخ عبدالطیف" فرا گرفته و اکنون بر هر دو شیوه قرائت، تلاوت می کند.

16
ساله بود که در مسابقات سراسری کشور مصر شرکت کرده و توانست رتبه نخست آن دوره از مسابقات را از آن خود کند.

تقریبا اکثر افراد خانواده وی به دانشگاه راه پیدا کرده و خود او نیز فارغ التحصیل رشته زبان عربی از دانشگاه مشهور الازهر مصر است.

او اکنون قاری رسمی صداو سیمای کشور مصر است و تا کنون به کرات به کشور زیادی از جمله ایران، لبنان، پاکستان، مغرب و... سفر کرده است.

لحن تلاوت وی به شدت متاثر از شیوه پدر و تداعی کننده خاطرات شیرین و نغمه های منحصر به فرد مرحوم استاد شحات محمد انور است.


موضوعات مرتبط : زندگینامه قاریان مشهورجهان, انور شحات محمد انور, ,


بازديد : 3741 نويسنده : مدیریت مؤسسه قرآنی سراج تاريخ : دو شنبه 26 آبان 1393"10:26"

«استاد کامل یوسف البهتیمی»

استاد کامل یوسف البهتیمی ( محمد زکی یوسف) در سال 1922 ميلادي در روستاي بهتيم القليوبيه به دنیا آمد و در محضر اساتیدی چون محمد محمد الصيفي و شيخ محمد سلامه شاگردی کرد . وی در سال 1953 به راديوي مصر پيوست؛ در حالي که کم‌سالترين قاري راديو بود.. جالب آنکه در همان سالي که شیخ محمد صديق المنشاوي به راديو مصر پيوست ،او نیز به رادیو وارد شد. ارتباط عاطفي عميقي ميان اين دو بود .وی به روز دوم ژوئن 1969 ميلادي چشم از جهان فروبست درست درهمان سالی که شيخ المنشاوي بدورد حيات گفت.

از بین قاریان مصری شاید کمتر کسی را بتوان پیدا کرد که تقریبا فرقی بین تلاوتهای استدیویی و مجلسی اش قائل شد . و اما تلاوتهای استاد کامل یوسف البهتیمی تقریبا از این قاعده پیروی می کند . در حالیکه همگان انتظار دارند. تلاوتهای استدیویی به خاطر شرایط خاص محیط و عدم تشدید صدا از جذابیت کمتری برخوردار باشد ؛ اما تلاوتهای استاد کامل یوسف در محیط خشک استدیو هم بسیار شیرین و شنیدنی است .
در مورد دلایل مرگ استاد کامل یوسف در سن 47 سالگی گمانه زنی های زیادی میشود . دسته ای بیماری عجیبی و ناشناخته ای را دلیل مرگ وی میدانند و بعضی نیز ، معتقدند استاد توسط معاندان و چشم تنگان مسموم شد و فوت کرد
..

 


موضوعات مرتبط : زندگینامه قاریان مشهورجهان, کامل یوسف البهتیمی, ,


بازديد : 3523 نويسنده : مدیریت مؤسسه قرآنی سراج تاريخ : دو شنبه 26 آبان 1393"10:22"

 

«محمود خلیل الحصری»

«استاد محمود خلیل الحصری»

استاد محمود خلیل حصری از جمله قاریانی است كه كلام خدا را با خضوع و زیبایی خاصی تلاوت می نماید و به قلبها می نشاند . استاد حصری ، اولین كسی بود كه فكر قرائت قرآن را توام با صدای خوش در سر پروراند و پس از آن رادیوی مصر،صوت دلنشین قرآنش را از قاهره پخش نمود و البته راهگشای این فكر در استاد،این بیان لطیف و نفیس پیامبر بزرگوار اسلام است كه فرمود:«لكل شیء حلیه و حلیه القرآن الصوت الحسن.» یعنی برای هر چیز زینت و زیوری است و زیور قرآن صوت نیكوست.

مرحوم استاد حصری درباره شرح حال زندگی اش می گوید:آغاز زندگی من در قریه شبرالنعله ، مركز طنطا بوده است؛و من در آنجا چشم به جهان گشودم و به مناسبت اینكه حرفه پدرم حصیر بافی بوده،مرا نیز مردم به عنوان حصری نامیدند . آنگاه استاد با مكثی كوتاه به یاد دوران كودكی خویش افتاد و بعد از چند ثانیه چنین ادامه می دهد:پدرم در آن زمان در مغازه ای كوچك به شغل حصیر بافی مشغول بود و من نیز در همان آوان طفولیت در كنار یاد گیری و پرداختن به حفظ قرآن كریم،در بافتن و فروش حصیر به پدرم كمك می كردم و از این بابت نیز همواره شاد و مسرور بودم و بالاخره از ده سالگی موفق به حفظ تمامی قرآن كریم شدم . و بایستی در اینجا به این نكته اشاره كنم كه معلم مكتب خانه ام نقش بزرگی در تربیت و یاد گیری ام در آن سنین داشت كه از این بابت من همواره تا آخر عمرم مرهون زحمات و توجهات این استاد دلسوز می باشم؛و البته توجه من به یادگیری و حفظ قرآن كریم برمی گردد و به روایات رسیده از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه واله كه در این باره فرموده اند : «حاملان قرآن كسانی هستند كه مشمول رحمت خاص خداوند متعال كه در نور الهی غوطه ورند و هر كه با آنان دشمنی نماید با خداوند دشمنی نموده است و هركه با خدا دشمنی نماید با حاملان قرآن دشمنی نموده است » تا خداوند متعال می فرماید : « ای حاملان قرآن خود را به رحمت خدا نزدیك نمایید بوسیله تجلیل از قرآن تا خدا در محبت خود نسبت به شما بیفزاید »

آنگاه استاد به چگونگی و نحوه آشنایی خود با مرحوم استاد مصطفی اسماعیل و شیخ محمود علی البناء اشاره نموده و در این باره می گوید : من به همراه شیخ مصطفی اسماعیل و شیخ محمود علی البناء در مؤسسه الاحمدی واقع در زادگاهم در نزد استاد ابراهیم سلام اشتغال به تعلیم علوم قرائت و اصول آن نمودم و در این مدت كه تا سال 1940 میلادی به طول انجامید تنها وسیله رفت و آمد من به دلیل صعب العبور بودن جاده ها در آن موقع قدمهای من بود كه در طول مسیر ، شیرین‌ترین آیات قرآن را انتخاب نموده و زیر لب زمزمه می كردم . و بالاخره در انتخاباتی كه در سال 1944 میلادی برای شناسائی بهترین قاری قرآن در رادیو مصر برگزار شد،من از بین 200 نفر قرائی كه در حضور كمیته ای مركب از مرحوم استاد مصطفی رضا و استاد شیخ الصباء و شیخ القراء آن موقع مصر تشكیل شد ، رتبه اول را احراز نمودم . و این نقطه عطفی بود در تاریخ زندگی ام ، چرا كه بعد از این موفق شدم تا آوای دلنشین قرآن كریم را از طریق امواج رادیو در اختیار مشتاقان و شیفتگان كلام حق قرار دهم و این تحولی بود در زندگانی ام .

آنگاه استاد محمود خلیل الحصری ، شرح حال زندگانی خویش را این طور ادامه می‌دهند : من پس از 5 سال قرائت در رادیو ، به سمت قاری مسجد الاحمدی واقع در زادگاهم طنطا تعیین شدم و سپس در سال 1950 میلادی به جانشینی مرحوم استاد شیخ السیفی قاری مسجد الحسین منصوب گشتم و به سال 1965 میلادی به سمت مشاور امور قرآن كریم در وزارت اوقاف مصر منصوب شدم و یك سال بعد در جشن دانش به سبب حفظ كل قرآن كریم به روایت حفص و ورش و به سبب دیگر تالیفاتم در زمینه مسائل قرآن كریم به نشان درجه اول علوم و فنون نائل گشتم .

استاد حصری درباره خصوصیات یك قاری قرآن می گوید : كسی كه كلام الهی قرآن را تلاوت نماید ، اولاً بایست به احكام قراءات و مكانهای وقف و اصول تجوید و ادای كلمات قرآنی تسلط كامل داشته و بایستی از صدای زیبا و دلنشینی برخوردار باشد كه بتواند قرآن كریم را با صوتی خوب و الحانی كه دراین مقام الهی است ، تلاوت نماید . لذا قاری قرآن بایستی دارای صوتی خوش و قدرت بیان و آشنایی به قواعد و اصول علم تجوید و توانایی حسن ادای حروف را داشته باشد تا بدین ترتیب ، یك آهنگ طبیعی در تلاوت قرآن بوجود آید كه بالاتر از هر آهنگی بوده و همراه با كلام خدا باشد ؛ و این ، شنونده را مجذوب و مبهوت كلام خدا می گرداند . و در مورد صدا بایستی به این نكته اشاره نمود كه اصوات قاریان قرآن ، انواع و اقسام گوناگونی دارد كه برای هر كدام از آنها نیز شیفتگانی وجود دارد بطوری كه مثلاً در میان اساتید و قراء معروف جهان ، مرحوم استاد محمد رفعت دارای صدایی خوب ، و مرحوم استاد السیفی ، دارای حسن ادای حروف بودند ؛ و البته قراء ممتاز دیگر نیز در زمینه الحان و آهنگ و صوت نظیر استاد علی محمود و استاد عبدالفتاح شعشاعی و مرحوم استاد مصطفی اسماعیل مطرح بودند .

استاد خلیل حصری در باره مسافرتهای خود به كشورهای اسلامی چنین می گوید : من اولین قاری بودم كه به خارج مسافرت نمودم و به سال 1960 میلادی به همراه جمال عبدالناصر به كشورهای هند و پاكستان مسافرت نمودم و پس از آن برنامه اعزام هیئتهای دینی برای قرائت قرآن در جهان اسلام به مورد اجرا گذاشته شد كه من نیز جهت مسافرتهای دینی در سال 1961 میلادی به همراه شیخ محمد شلتوت ، مفتی اعظم مصر به كشورهای پاكستان ، اندونزی ، مالیزیا ، فیلیپین و هنگ كنگ سفر نمودم . و در سال 1965 میلادی به مدت 10 روز در مسجد پاریس به تلاوت قرآن پرداختم كه به حول و قوه الهی،پس از استماع كلام خدا،10 نفر از فرانسویان مسیحی به دین اسلام مشرف شدند ، و اینجاست كه عظمت و نورانیت این كتاب اسمانی مشخص می شود كه می تواند آنچنان تاثیری داشته باشد كه حتی در قلب مردم كشورهای اروپایی غیر مسلمان تاثیر گذاشته و آنان را به دین مبین اسلام رهنمود سازد . البته من به برخی از كشورهای دیگر جهان و بویژه به اكثر كشورهای عربی سفر كردم و بایستی در اینجا متذكر شوم كه در همه این كشورها ، قراء و اساتید قرآن به حد كافی وجود نداشته است و این امر سبب عدم الفت مردم به شبهای قرائت قرآن شده است ، در صورتی كه در كشورم اینچنین نبوده و همین امر باعث گشته است كه تعداد زیادی از مردم به تلاوت قرآن روی آورده و قراء صاحب نامی به جهان اسلام تقدیم نماید . البته این نكته را نبایستی از خاطر دور ساخت كه در كشورهای عربی بجز مصر ، به قراء و اساتید قرآن كریم آنطور كه شایسته است توجهی نمی شود كه این مسئله جای بس تاسف دارد .

آنگاه استاد اشاره می كند : من بیشتر كشورهای اسلامی و غیر اسلامی همچون آمریكا ، كانادا ، فرانسه ، سوئیس و چین را دیدن نمودم و مسلمانهای این كشورها با پخش تلاوتهایی از قرآن كریم با صدای من ارتباط برقرار كردند و این ارتباط تبدیل به دوستی محكم دینی و اسلامی شده است .

استاد درباره بازدید خود و مسافرت به نیویورك چنین می گوید : من بنا به دعوت استاد عثماوی و برای قرائت قرآن به نیویورك مسافرت نمودم و در مسجد بزرگ نیویورك و دیگر ایالات آمریكا نظیر نیوجرسی و مسجد وابسته به مركز اسلامی واشنگتن و لوس آنجلس نیز به تلاوت قرآن كریم پرداختم . همچنین در شهر هوستون در ساختمانی كه برای بر پا داشتن شعائر دینی ساخته شده است ، تلاوت قرآن نمودم و در دانشگاه سانتریس و شكاگو و دانشگاه ایرا به تلاوت قرآن پرداختم . و خوشبختانه در این مسافرت موفق شدم به یاری حرمت قرآن و تلاوت انوار الهی 18 نفر مرد و زن مسیحی آمریكایی را به دین مبین اسلام دعوت نموده و این افتخار، بالاترین نعمتها و مباهات برای خویش در تمامی طول زندگانیم می دانم و لازم به یادآوری است در میان آنها سه نفر مهندس و دو نفر پزشك وجود داشت . و به همین سبب است من پیشنهادی می كنم همراه با هیئتهای دیپلماسی از سوی كشورهای اسلامی مامورین دینی تحصیل كرده جهت تبلیغ اسلام و به دست آوردن طرفداران اسلام به كشورها اعزام گردند كه البته كشور مصر از پیشتازان اعزام قاریان قرآن به كشورهای اسلامی می باشد .

استاد حصری می گوید : مصر اوّلین كشور اسلامی است كه به تاسیس رادیو قرآن همّت گماشته و نوار های قرآن كریم را با قرائت ترتیل تنظیم نموده است .

استاد حصری در سال 1390 هجری مسافرتی به كویت داشته و قرآنی را ملاحظه می‌كند كه یهودیان آن را چاپ كرده بوده اند پس از مطالعه معلوم می شود اسرائیلیها در آن تغییراتی بوجود آورده اند ، گاه كلماتی را حذف و در مواردی به جای كلمه ای كلمه دیگری قرار داده اند ، به عنوان نمونه آیه 18 سوره نساء را كه به این صورت است : « یا َایها الذین آمنو لا یَحلُ لَكُمْ ان تَرثوا النَساءَ كَرهاً » یعنی : « ای كسانی كه ایمان آورده اید برای شما حلال نیست زنان را به اكراه اجبار به عنوان ارث بگیرید » . لازم به توضیح است كه در زمان جاهلیت یعنی پیش از ظهور دین مقدس اسلام چنانچه مردی از دنیا می رفت ، ورثة او جامه ای را بر سر همسرش می افكندند ، و او را بدون رضایتش به عنوان ارث تصاحب می كردند ، و آن زن دیگر حق شوهر كردن نداشت ، و خداوند حكیم به موجب این آیة مباركه ، این رفتار و عمل آنها را حرام كرد . یهودیان،كلمه «لا» را در این آیه حذف كرده بودند كه معنای آن پس از تحریف چنین می شود : « ای گروندگان بر شما حلال است كه زنها را با كراهت و عدم رضایت ایشان به ارث بگیرید » . دیگر آیة 42 سوره نساء : « یا اَیها الذینَ آمنو لا تَقربوا الصلاه وَ انتم سكاری »یعنی : « ای كسانی كه ایمان آورده اید به نماز نزدیك نشوید در حالی كه مست باشیدـ در حال مستی نماز نخوانیدـ كه كلمه «لا» را حذف كرده بودند و معنای آن ، پس از تحریف چنین می شود : « ای گروندگان در حال مستی نزدیك نماز شوید و نماز بجا آورید » . و نیز آیة 63 سوره مائده : « و قالت الیهود یدالله مغلوله غلت ایدیهم و لعنوا بما قالوا » یعنی : «یهودیان گفتند كه دست خدا بسته است ، بسته باد دستهای ایشان و لعنت بر آنها به سبب گفته ایشان باد » كه معنای آن پس از تحریف چنین می شود : « یهودیان گفتند كه دست خدا بسته بسته است،بسته باد دستهای ایشان و به آنچه گفتند ایمان آوردند » . بعد از این ، استاد آشفته شد ، و بعد از تفحص و تحقیق معلوم شد كه این قرآن توسط اسرائیل تحریف شده و به چاپ رسیده است .

اما چون خداوند متعال در سوره حجر،آیة 9 فرموده است :« انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون » یعنی : « ما قرآن را نازل كرده ایم و ما حافظ آن هستیم » لذا توطئه دشمنان آشكا گردید و خنثی شد . و این جا پی می بریم به اهمیت حفظ قرآن كه سفارش رسول اكرم صلی الله علیه آله و ائمه معصومین علیهم السلام می باشد . و چون استاد حصری حافظ قرآن بود متوجه این مسئله شد ، و از آنجا تصمیم گرفت كه تمام قرآن را به صورت ترتیل ظبط كند ، و او اولین كسی بود كه قرآن را به صورت ترتیل خوانده است .شیخ محمود حصری پس از مطالعه قرآن محرف یهودیان ردی بر آن نوشته و در تمام كشورها و نقاط جهان منتشر نمود كه این عمل او مبارزه ای بر ضد یهود به شمار می رود و بی آبرویی و خیانت اسرائیل بر مردم جهان را آشكار می سازد .

استاد خلیل الحصری علاوه برگنجینه های بیشماری كه در علم قرائات قرآن در میان ما به یادگار گذارده اند دارای تالیفاتی بسیار ارزنده در زمینه علوم مختلف علم قرائت می باشند كه از جمله آن ها می توان به كتاب معالم الاهتداء اشاره داشت كه در زمینه شیوه قرائت و تفسیر آیات تالیف شده است ایشان پس از انقلاب اسلامی ایران به كشورمان مسافرت هایی داشتند كه در ضمن آن شهر های مختلف ایران و نیز مسجدالجواد واقع در خیابان هفتم تیر تهران و همچنین در قم در محضر آیت الله شاهرودی به تلاوت قرآن كریم پرداختند . ایشان از جمله مدرسین و اساتید برجسته دانشگاه الازهر مصر و نیز مشاور عالی در رادیو قرآن این كشور بوده اند كه بارها به دریافت نشانهایی شایسته نایل شده اند .

استاد خلیل الحصری دانشمند ارجمند و گرانقدر سرانجام در سال 1390 ه.ق. در شهر قاهره چون ستاره ای پر فروغ از آسمان مشاهیر قرائت قرآن افول كرده جهان را در مصیبت از دست دادنش سوگوار ساخت مردی كه از خدمات ارزنده عاشقان كلام الهی تا ابد تجلیل خواهند كرد .استاد حصری در سال 1390 هجری قمری در مسافرتی كه به كشور كویت داشت درگذشت .

 


 



موضوعات مرتبط : زندگینامه قاریان مشهورجهان, خلیل حصری, ,


بازديد : 3496 نويسنده : مدیریت مؤسسه قرآنی سراج تاريخ : دو شنبه 26 آبان 1393"10:18"

 

«محمود علی البناء»

 

ولادت
استاد محمود على البناء در روستاى ( شبرا باص ) مركز شبین الكوم استان منوفیّه به روز 17/12/1926 میلادى متولد شد، او در دامن طبیعتِ روستائى و زندگى تقلیدى و فطرتى كه بر همه جریانات غالب مى شود، رشد و نمُو نمود، و این طبیعت روستائى در تكوین شخصیّتِ جامعه كشاورز كه به دنبال زندگى شرافتمندانه و پاكى است كه پایه و اساس آن را كوشش و عَرق ریختن و… تشكیل مى دهد، نقش بسیار بارزى دارد، از سعادت هاى انسان روستائى آن است كه پسرى داشته باشد كه او را در زراعت و تجارت كمك كار و تكیه گاه باشد، اما حاج على رحمة الله به چیزى غیر از آنچه اهل روستا داشتند فكر مى كرد، او با علم فطرى خود دریافت كه ساده ترین راه ها و نزدیك ترین آنها براى رسیدن به بهشت، اطاعت پروردگار است و نیز فرزند صالحى كه براى والدینش دعا كند، و صلاح كامل و قرب به خداوند و پیامبرش به تنهائى نجات دهنده نیست، مگر با راه یافتن به حصار مستحكم قرآن كریم؛ كه نورى ساطع و زاد و توشه اى است كه هرگز قطع نمىگردد، حاج على از اولین لحظه اى كه صاحب فرزندى گردید، متوجه نعمت كاملى كه خداوند به او داده بود شد، زیرا عزت و وجاهت از آن فرزند كوچك كه خداوند او را براى حفظ كتابش برگزیده بود آشكار بود، پدرش نامى از نام هاى پیامبر(ص) را بر او نهاد یعنى (محمود) چرا كه قدوم این كودك مایه سپاسگزارى و ثناء از درگاه خداوند بود؛ پس از میلاد او بركت به خانه آمد و خیر و نیكى بر خانواده ریزش كرد با آمدن او روح نشاط و زندگى در خانواده و پدر خانواده دمیده شد، پدرى كه ازهیچ كوشش و عاملى كه فرزندش را براى حفظ قرآن كریم كمك كند دریغ نكرد، زیرا مى خواست كه فرزندش پیشاپیش صفوف قاریان قرآن كریم قرار بگیرد، قاریانى كه در صورت عمل به قرآن كریم از خاصّان درگاه خداوند خواهند شد، هنگامى كه این طفل كوچك بزرگ شد پدرش او را به آموزشگاهِ (مكتب) استاد موسى رحمة الله در روستاى "شبرا باص" برد. استاد موسى بر یادگیرى حفظ و تجوید شاگردانش بسیار حریص بود و بیشتر نسبت به محمود كه چون ستاره اى در میان آنها مىدرخشید حرص داشت، كودكى كه علائم نبوغ و نشانه هاى اهلیّت قرآن بالاخص مخارج الفاظ و دقت در گفتار از او پیدا بود، این در حالى است كه او در سن 6 سالگى قرار داشت، مضافاً به هوش زیاد و التزام و دقت و ممارست، تعامل با كلمات قرآن كریم از چیزهائى بود كه استاد موسى آن را از نشانه هاى نبوغ در فرزند با استعدادش مى دانست.
استاد محمود على البناء درباره خاطرات كودكى و مكتب مى گوید: "من بر آنچه كه هر روز از مكتب فرا مى گرفتم بسیار حریص بودم، كل شب را بیدار مى ماندم و نمى خوابیدم مگر بعد از حفظ كردن قسمتى كه باید فردا در مقابل استاد بیان مىكردم و بعد از حفظ آن به قسمتى كه قبلاً حفظ كرده بودم مراجعه مى كردم تا بتوانم هر دو را بیان كنم تا اتصال مستحكمى میان قسمتهاى مختلفى كه حفظ كرده بودم برقرار شود،… به یاد مى آورم كه روزى استاد مرا فَلَك كرد و دائماً آن را در ذهن دارم و تا آخر عمر هم فراموشش نخواهم كرد، این تنبیه در حالى بود كه من هیچگونه تقصیرى نداشتم نه در حفظ كردن و نه در اداء كردن، وقتى به خانه بازگشتم شدیداً گریه كرده و به مادرم گفتم: امروز استاد مرا تنبیه سختى كرد در حالى كه من وظیفه ام را خوب انجام داده بودم، مادرم گفت: اى محمود استاد تو را به این جهت تنبیه كرد كه من به او گفته بودم تو به مزرعه رفتى تا چیدن پنبه ها را تماشا كنى و در كنار آن به بازى بپردازى … و من مىترسم كه اگر از قرآن دور شوى قرآن هم از تو دور گردد، من نسبت به تو و آینده ات بسیار نگرانم تو شبیه اهل قرآن هستى و فقط براى قرآن صلاحیت دارى." استاد مى گوید:" پدرم به شهر شبین الكوم رفت تا براى ملحق شدن من به مدرسه دینى آنجا (كه تحت نظارت الازهر بود) اقدامات لازم را به عمل بیاورد امّا یكى از دوستانش او را به مدرسه منشاوى در طنطا راهنمائى كرد كه در آنجا مستقیماً حافظان قرآن را قبول مىكردند، پدرم هم مرا به طنطا برد و من در حالى كه بسیار كوچك بودم به مدرسه منشاوى ملحق شدم، ولى آنچه به من شجاعت مى بخشید كه در طنطا بمانم، توجه بسیار زیاد مردم بود كه براى شنیدن صدایم در اطراف من جمع مىشدند، من از استاد محمّد رفعت تقلید مى كردم، احیاناً دعوتهائى براى قرائت به مناسبت هاى مختلف از طرف مسجد احمدى از من مى شد، در آن زمان به كودك خارق العاده معروف شده بودم چرا كه در تقلید اساتید مدارسِ تلاوت بزرگ مانند استاد محمد رفعت، استاد محمد سلامه، استاد عبدالفتاح الشعشاعى، و استاد محمد السعودى … بسیار مهارت داشتم، و اگر از من مى خواستند كه از اساتید بزرگ تقلید كنم تردید نمىكردم و بسیار خرسند هم مى شدم و مستمعین با جمعیت هاى صد نفرى و بیشتر خود به من شجاعت مى بخشیدند و باعث نوآورى و قوّت صداى من مى شدند این در 12 سالگى از عمر من بود."
استاد البناء مى گوید: "مهمترین چیز در قارى این است كه حافظ و تجوید دان خوبى باشد و با اِتقان و استحكام ، بیان كند، واین كه صداى زیبا و ملكه تقلید داشته باشد، چرا كه - در ابتداء - باید از مشاهیر قرّاء تقلید نماید اما در نهایت شخصیّت او به صدا و اداءِ منحصر به فرد او شناخته مى شود به نحوى كه وقتى صداى او را مى شنوند مى گویند: این فلانى است، و نیز باید به مدرسه ای كه آن را دوست دارد، ملحق شود به اساتید آن گوش فرا دهد و همراه با آنها پیش رود و پس از مدتى وقتى صداى او شنیده مى شود مى گویند این فلانى است. البته من تقلید مطلق را تأیید نمىكنم ولى باید در نهایت، قارى شخصیت خود را ظاهر كند."
در مكتب منشاوىِ طنطا استاد محمود على البناء در میان طلاب شناخته و مشهور شد همه اساتید وهمچنین طلاب، دوست داشتند به صداى او گوش دهند، استاد مىگوید:" استاد حسین معوض رحمة الله نسبت به طلاب سختگیر بود … روزى من در قرائت كسالت به خرج دادم و او مرا با چوبى كه در دست داشت تهدید كرد … من نشستم و در برابرم جمع زیادى از طلاب حضورداشتند امّا ناگهان متوجه شدم كه هر یك راه خود را گرفته و مى رود و كسى جز من باقى نماند استاد حسین گفت: نترس ادامه بده … در پایان سال استاد حسین و استاد محرز به من گفتند: محمود تو باید به مكتب احمدى در طنطا بروى، در آنجا قرائات را فرا بگیر تا نامت فراگیر شود و به رادیو راه پیدا كنى چرا كه استعداد خوبى دارى كه كمتر كسى از آن بهره مند است، … من به مكتب احمدى رفته و در آنجا، به دست مرحوم استاد محمد سلام كه بسیار به كسانى كه به مكتب او مى آمدند توجه مى كرد قرائات را فرا گرفتم، استاد محمد سلام براى كسى كه قصد داشت به مكتب او بیاید امتحانى در رابطه با حفظ ، تجوید حروف، سلامت نطق، و آشنایى با مخارج الفاظ و دقّت در اداء كلمات قرآنى و آراستگى ظاهر برگزار مىكرد، و اگر تمامى این شروط در او جمع مى شد آنگاه او را قبول مى كرد."
استاد بناء دو سال در مكتب احمدى باقى ماند و پس از فرا گرفتن علوم قرآن و قرائات ده گانه به دست استاد محمد سلام به قاهره كه شهر علم و علماء مى باشد منتقل گردید، چرا كه الازهر شریف قبله دوستداران فراگیرى دانش و معارف بیشتر است، این بعد از آن بود كه بار قرآن را به دوش مىكشید و نسبت به تجوید و تلاوت آن متمكن گردیده بود.
استاد بناء در بعضى از مصاحبه ها گفته است: "من از طریق بعضى از دوستان در بعضى از مساجد شبرا در قاهره شروع به قرائت كردم، از آن پس مردم با من آشنا شدند و دعوت هاى فراوانى به مناسبتهاى دینى كه تجار بزرگ قاهره برگزار مىكردند و رقابت شدیدى هم میان آنان از حیث انتخاب قاریان مشهور و معروف بود به سوى من متوجه شد."
در سال 1946 میلادى استاد بناء یكى از بزرگان موسیقى و نوابغِ تدریس مقامات آن را ملاقات كرد، آن فرد استاد درویش حریرى بود كه استاد بناء را در اتقان مقامات موسیقى و به كارگیرى آنها درتلاوت كمك نمود.



اولین قرائت در رادیو 
اولین قرائت استاد در رادیو در سال 1948 م در سن 22 سالگى بود. قرائت او به صورت زنده پخش مىشد، این تلاوت از سوره هود از آنجا كه - و الى هود أخاهم صالحاً - تا - وما توفیقى الّا بالله علیه توكّلت و الیه أنیب - ادامه یافت.


سفر به كشورها 
سفر استاد با قرآن یك سفر جهانى بود كه در زمان و مكان خاصى در نمى آید، سایه اى بود كه بر سر مسلمانان در همه جاى نقاط دنیا درمدتى نزدیك به 40 سال در تردد بود، او به همه قارّه ها در طول سالها مخصوصاً در ماه مبارك رمضان سفر كرده بود و با قرائت زیبایش دلهائى(كالحجارة او اشدّ قسوة) را نرم مىنمود، دانشگاه الازهر او را براى حضور در بسیارى از كنفرانسها دعوت مى كرد، نیز وزارت اوقاف او را به بسیارى از مسابقات بین المللى به عنوان داور فرستاد، دعوتهاى بسیار زیادى از طرف پادشاهان و رؤساء و شیوخ عرب براى احیاء مناسبتهاى مذهبى، مانند ولادت پیامبر(ص)، شب معراج ، و شب آغاز سال و نیز افتتاح كنفرانسهاى بین المللى كه در كشورشان برگزار مى شد، به او مى رسید.


وفات 
استاد محمود چند روزى قبل از وفات، از پسرش احمد خواست تا قلم و كاغذى آماده كند و گفت: آنچه مى گویم بنویس، مطالبى نسبت به نحوه تشییع و… املاء نموده و وصیتى هم نسبت به كیفیّت توزیع دارائى هایش بر حسب قوانین الهى ضمیمه كرد و گفت: آیا خواسته دیگرى از من دارید یا نه؟ و همگان را در اشك و ماتم فرو برد، او از فرزندش خواست تا یك قرآن با او همراه كنند تا انیس تنهائى او در قبرش باشد. 

نام او را به جهت تكریم بر بعضى از خیابان هاى استان سوهاج گذارده اند ، یادش گرامى باد.


موضوعات مرتبط : زندگینامه قاریان مشهورجهان, محمودعلی البناء, ,


بازديد : 3588 نويسنده : مدیریت مؤسسه قرآنی سراج تاريخ : دو شنبه 26 آبان 1393"10:14"

 

«سعید مسلم البدوی»


 

استاد الشیخ عنتر سعید مسلم بدوی :

ایشان متولد کشور مصر بوده و گویا از بدو تولد نابینا بوده است. درباره ی تاریخ تولد وی اطلاعات دقیقی در دست نیست اما با توجه به شواهد موجود به احتمال زیاد متولد دهه ی 1940 میلادی    باشد . وی از کودکی قران را فرا گرفته و حافظ کل قران شده است و قران را به خوبی تلاوت می کرده است .و در نوجوانی یک قاری ماهری شده بود. اما در آن زمان به علت اینکه در تلاوت های ایشان از ابتکارات و خلاقیت هایی استفاده شده بود (مثلا در سوره ی تکویر بعضی کلمات را مشدد می خواند یا حرکات بعضی کلمات را اشتباه می خواند و همچنین در سوره ی اعلی  و ...) ولی استعداد وی در تلاوت و سوزناک خواندن ایشان ستودنی است . تکرار آیات و اختلاف قراءت مشهود و ممنوع الصدا اعلام شد و نتوانست در رادیو مصر بپیوندد .سوزناک بودن و خاشع بودن تلاوت هایش و صدایش مانع از آن نشد که این صدا در گلو بماند و از ایشان تلاوت های بسیار زیادی برجای مانده که همه ی آنها بنا تر دلایلی در دسترس نیستند . وقف و ابتدای استاد واقعاْ زیبا است . و گاهی هنگام تلاوت مشاهده شده که آیات بیسار طولانی را با یک نفس و زیبا می خواند که بعید به نظر می رسد کسی بتواند چنین تلاوت کند در واقع تقلید از ایشان خیلی خیلی سخت است و اصلاٌ قابل تقلید نیست.

 در زندگینامه استاد سعید مسلم اومده، زمانی که به دنیا اومد سالم و بینا بوده، ولی وقتی یک ساله بود دچار یه بیماری شد که خیلی هم حاد نبود، ولی ظاهرا چون دکتر درست و حسابی نداشتن مادربزرگش از داروهای محلی خودشون استفاده می کنه که باعث میشه چشم های استاد آسیب ببینه و در همون یک سالگی بیناییش رو از دست بده.

همچنین در رابطه با تجوید عجیب و غریب استاد سعید مسلم !!! که از خصوصیات منحصر بفردی برخوردار است ؛ از جمله انفصال و جدا جدا نمودن حروفی که متعلق به یک کلمه هستند!!! مثل جدا نمودن حرف " ل" از " ه " در کلمه الله ، حین تلاوت عبارت بسم الله الرحمن الرحیم ! یا جدا نمودن " را " از " ه " در عبارت " و لقد راه بالافق المبین " و ... و همچنین خواندن کلمات با قرائات مختلف بدون بازگشت به ابتدای آیه ! بلکه اجرای روایات مختلف با توقف و تکرار روی همان کلمه خاص! مثل آیه " و اذا البحار سجرت " یا " و اذا الوحوش حشرت " که ایشان روی همان کلمه و بدون بازگشت به ابتدای آیه ، یکبار حشرت را با مشدد نمودن " ش" می خواند و یکبار بدون تشدید و موارد بسیاری از این قبیل! در صورتی که چنین نمونه هایی در تلاوت هیچکدام از قاریان مصری شنیده نشده است ، بالاخص مورد اول ؛ یعنی چیزی شبیه سکت یا انفصال و جدا نمودن حروف متعلق به یک کلمه در حین ادا نمودن آن!

      روحش شاد و یادش گرامی

 

 


موضوعات مرتبط : زندگینامه قاریان مشهورجهان, سعید مسلم البدوی, ,


بازديد : 4017 نويسنده : مدیریت مؤسسه قرآنی سراج تاريخ : دو شنبه 26 آبان 1393"10:8"

«استاد محمد محمود طبلاوی»

ولادت

استاد محمد محمود طبلاوى نائب نقیب القراء و قارى مسجد جامع ازهر در روز 14 نوامبر 1934م در روستاى میت عقبه مركز امبابه الجیزه در روزگارى كه آنجا روستاى كوچكى بود به دنیا آمد، آنچه میت عقبه بیش از هر چیز در آن زمان به آن اهتمام مى ورزید انتشار و حفظ قرآن كریم بود، پدرش حاج محمود او را به آموزشگاه روستا برد تا از حافظان قرآن شود زیرا كه محمد تنها پسر او بود او در حالى كه در دوستى قرآن و حفظ آن غرق شده بود؛ در سن چهار سالگى راهی آموزشگاه شد و در سن ده سالگى حفظ و تجوید آن را به پایان برد
براى این جوان علاقه مند به كتاب خدا كه به چیز دیگرى به جاى آن راضى نمىشد آغاز سخت و دشوارى وجود داشت، استاد طبلاوى از خاطرات فراموش ناشدنى خود مىگوید:" پدرم با تضرع و زارى به سوى آسمان روى كرده و پیوسته دعا مىكرد كه خداوند به او فرزندى عطا كند تا او را وقف قرآن كریم نماید و از اهل قرآن و رجال دینى شود، خداوند هم دعای او را بى اجابت رها نكرد و او را صاحب تنها فرزندش (محمد) ساخت. پدرم با تولد من بسیار مسرور شد سرورى كه در طول عمرش مثل آن را تجربه نكرده بود، خوشحالى پدرم تنها به خاطر این نبود كه داراى فرزندى شده است، بلكه به این جهت شاد بود كه فرزندى از جرگه حافظان قرآن كریم را صاحب گشته است. چرا كه پدرم به این موضوع یقین داشت كه قرآن تاج پُر افتخارى است كه هر كس آن را به سر بگذارد بسیار شكوه مند خواهد شد، و این نعمت بزرگى كه خداوند بر من منت نهاده و به من ارزانى داشته مرا وا مى دارد كه روز و شب به درگاه او دعا كنم كه این عمل جلیل را از حسنات پدرم قرار دهد و نیز قرآن كریم را به مصداق آیه 28 از سوره حدید، براى او نورى قرار دهد كه روشنگر راه او باشد، این دعا را به این خاطر مىكنم چون پدرم با اصرار و صبر فراوان و كمك ها و مساعدت هاى بى شمارى كه براى من داشت؛ و همه كار مى كرد تا من براى حفظ قرآن فراغت لازم را داشته باشم ."
این جوان با استعداد در حفظ قرآن كریم به طور كامل همراه با احكام آن حتى لحظه اى هم سستى به خرج نداد و پیوسته با التزام و انتظام شدید به آموزشگاه مى رفت و در هر ماه كل قرآن را مرور مى كرد.
استاد طبلاوى مىگوید:
" من به عنوان یك قارى ناشناخته و كوچك، آغاز نمودم همانند هر قارى دیگر كه از میان سنگلاخها و امواج زندگى كه همچون سیلى بر گونه او نواخته مى شود در راه خود پیش مى رود. بنابراین در مناسبت هاى سال و یا مناسبات دیگر تلاوت مىكردم، این تلاوتها همه در ابتداى زندگى قرآنى ام یعنى در دوران قبل از بلوغ و سن 15 سالگى بود. من به آنچه خداوند روزى ام مىفرمود راضى بودم كه افزون بر 3 جنیهه - واحد پول مصر- نمى شد و هنگامى كه 5 جنیهه نصیبم مى شد خیال مى كردم به عظمتى بالا دست یافته ام.

استعداد و شروع شهرت 

استاد طبلاوى كسانى را كه در نصیحت و ارشاد او كوشیدند فراموش نمى كند و پیوسته آنانى را كه وسیله بارور كردن استعدادش در حفظ و تجوید بودند را به نیكى یاد مىكند و مى گوید:
" من دائما به دنبال فرصتى هستم تا با خود خلوت كرده و شروع كارم با قرآن كریم و اولین گامهایم در این راه تا رسیدن به دروازه هدایت قرآنى را یاد آورى كرده و مرور كنم كه من به افراد زیادى مدیون هستم. بنابراین براى پدرم، استادم، و هم كلاسى هایم كه به من شجاعت مىبخشیدند و در حالى كه من خردسال بودم به من گوش مىكردند و مرا به یادآورى این نكته وادارمى كردند كه من قارى با استعدادى هستم، دعا مى كنم، به یاد مى آورم فرمایش استادم را كه مىفرمود: - محمد تو با استعدادى و صدایت جداً قوى و زیباست- استادمان كه به فطرت افراد آگاه بود ما را از هم متمایز مى كرد و مى فرمود: محمد طبلاوى صداى بَمى دارد، فلانى صداى كوبنده اى دارد، فلانى صداى … و دائما مرا با توجه به صدایم تشویق مى كرد و با اهتمام خاصى كه به من داشت از من سرپرستى مى كرد دائما به من سر مىزد و با دقت در حفظ كردن من نظر داشت."
استاد طبلاوى در سن 12 سالگى به مراسم احیاء بزرگان و مسئولان و شخصیتهاى بارز در كنار مشاهیر قاریان رادیو دعوت مىشد و در بین ایشان جایگاه بالایى پیدا كرده و در جیزه، قاهره، و قلیوبیه شناخته شد و تا بدانجا رسید كه از سوى بسیارى از خانواده ها براى مراسم احیاء با توجه به قوت اداء وخلاقیت هاى والا و روحیه جوانش كه او را براى قرائت پیوسته، در یك مدت 2 ساعتى بدون هیچ خستگى و بدون اظهار سختى كمك مى كرد ترجیح داده مى شد، مضافاً این كه مردم هم براى پیوسته خواندن او اصرار مىكردند و براى زیاده گوش دادن به او ابراز شوق مىكردند و مواظبت شدید او نسبت به صدایش و مداومت بر نشستن با قاریان برجسته نظیراستاد رفعت، استاد على محمود، استاد محمد سلامه، استاد صیفى، بهتیمى و مصطفى اسماعیل و غیر از ایشان از قاریان پیشتاز رادیو، و گوش دادن به آنها چه مستقیماً و چه از طریق رادیو او را بر این امر یارى مى داد.

 

ملحق شدن به رادیو

استاد طبلاوى براى ملحق شدن به رادیو بیشترین تلاش را نسبت به قاریان دیگر داشت، و حتى نسبت به صبر و تحملى كه او در مراجعه به رادیو براى پیوستن به آن به عنوان یك قارى داشت، مورد رشك بود، او نُه بار براى این كار اقدام كرد اما مشیّت الهى ما فوق مشیت بشر است و خداوند در این نُه مرتبه به او اجازه نداد، اما در مرتبه دهم توانست امتیاز مورد نظر را به دست بیاورد و به رادیو ملحق گردد.

 

خارج از مصر

استاد طبلاوى مى گوید:" من در ضمن یك گروه دینى از مصر به دعوت شیخ ابوالحسن ندوى به هند رفتم رئیس گروه، مرحوم دكتر زكریا برى؛ وزیر اداره اوقاف در آن وقت بود، و اتفاقا ما به جهت تاخیر در پرواز به مدت نیم ساعت دیر به كنفرانس رسیدیم، دكتر برى با هوش و درایتى كه داشت گفت: تنها كسى كه مى تواند قبل از ما حركت كند و جلوتر از ما داخل شود استاد طبلاوى است چرا كه او با لباس خاص خود شناخته شده است و در اینجا معروف و مشهور است و در دل مردم، جایگاه والایى دارد و چه بسا عمامه و شال در عفو و بزرگوارى میزبانان نسبت به تاخیر ما نقش داشته باشد، و درست آنچه دكتر برى انتظار داشت اتفاق افتاد و چیزى كه با آن روبرو شدیم آن بود كه رئیس كنفرانس با صداى بلند گفت: گروه مصرى آمدند و پیشاپیش آنان استاد طبلاوى است و به ما خوش آمد گویى كرد و گفت: باید جلسه را از از اول شروع كنیم،… بعد از پایان جلسه همه حضار اطراف مرا گرفته و با من عكس هاى یادگارى مى گرفتند.

دعوت ها و مسافرت ها 

او به بیش از هشتاد كشورعربى و اسلامى و غیر آن سفر كرده است، از جمله دعوت هایى كه او داشته است دعوتى از جانب آقاى جان لاتسیس از یونان براى تلاوت قرآن براى اولین بار در تاریخ این كشور و نیز دعوتى كه از طرف مسئولین ایتالیایى از طریق سفارت مصر به شهر روم براى تلاوت در مقابل جمع كثیرى از مهاجران عرب و مسلمان، مىباشد. استاد طبلاوى دعوت كاخ پادشاهى اردن را براى احیاء مرثیه ملكه زین الشرف؛ مادر ملك حسین شاه اردن را هم فراموش نمى كند و نتیجه این زندگى قرآنى نوارهاى بسیارى است كه در جلسات خارجى خوانده است كه همه آنها در شركت ابراهیم فِن كه مدیریت آن با حاج ابراهیم طبلاوى است موجود می باشد.

 


موضوعات مرتبط : زندگینامه قاریان مشهورجهان, محمدمحمود طبلاوی, ,


بازديد : 3970 نويسنده : مدیریت مؤسسه قرآنی سراج تاريخ : دو شنبه 26 آبان 1393"10:1"

«متولی عبدالعال»

شیخ سید متولی عبدالعال آن زمان که او تعلیم و آموزش علوم و فنون این کتاب مقدس را آغاز کرد، کودکى بیش نبود. شاید در آن ایام بر ذهن احدى خطور نمى کرد که روزى این کودک بتواند تلاوت هایى چنین زیبا اجرا کند. هنوز هفت سال بیشتر نداشت که سه جز از این کلام مقدس را حفظ بود و این خود پیشرفتى عظیم در این راستا بود. او چون سایر قاریان در آغاز کار به تقلید از اساتید برجسته قرائت قرآن پرداخت. شاید تلاوت هاى این قارى برجسته در کشور جمهورى اسلامى ایران هیچ گاه نمى توانست در ذهن مستمعین این تصور را پدید آورد که استاد، روزى مقلّد قاریان دیگر بوده است. در سال ۱۳۷۰ که این استاد و قارى ارجمند به همراه استاد شحات محمد انور به کشورمان سفر کردند، جذبه تلاوت هایشان بسیارى را شیفته ساخت. تا به آنجا که خود استاد تحت تاثیر واقع شدند. آرى، استاد سیّد متولى عبدالعال یکى دیگر از قاریان برجسته کلام مقدس خدایند و چونان بسیارى از پیشکسوتان این راه، عمرى را در این مسیر صرف کرده اند. تولد وى در خانواده اى متعهد و پایبند به مسائل عرفانى و دینى بود. مادرش که محب عرفا و صوفیه بود از همان آغاز، نام سیّد را که به یکى از عرفا و صوفیه بزرگ، سید احمد البدوى متعلق بود، بر فرزندش نهاد تا او نیز جز در این راه گام ننهد. پدر وى متولى نام داشت. استاد از همان اوان کودکى براى تحصیل به مکتب رفته و در آنجا با وجود سن اندک ۳ جز از قرآن را حفظ نموده و در این راه پیشرفت شایانى کرد. وى همانند بسیارى از مبتدیان این طریقت، برحسب کوشش و طاقت صوت خویش، به تقلید از استاد عبدالباسط و استاد مصطفى اسماعیل مى پردازد. آن زمان که او بیش از ۱۲ سال سن ندارد به عنوان حافظ کل قرآن مطرح مى شود و در همین ایام نیز شیوه و احکام تجوید قرائت را آموخته و در محافل و مجالس به تلاوت اهتمام مى ورزد. استاد عبدالعال در ۱۳ سالگى طریقه و روش خاصى براى خویش اتّخاذ نموده و سبک خویش را برمى گزیند زیرا بر این عقیده است که : « خداوند سبحان در صوت هر انسان ، طنین و آواى خاصى نهاده است و بر این اساس هیچ گاه نمى تواند صوتى را به صوتى تشبیه نمود. آن زمان که یک قارى پس از ممارست وپشتکار فراوان مى تواند قارى برجسته اى شود، بهتر آن است که طریقه اى خاص خویش برگزیده و به این ترتیب بر این سبک که نمایانگر شخصیت حقیقى اوست استوار بماند؛ زیرا الگو ساختن تلاوت خاصى در اوان کودکى وآغاز کار و تقلید از آن شیوه نیکویى است که قارى مى تواند به این طریق با پیشرفت خویش، سبک خاص خود را انتخاب کند. تلاوت به سبکى تقلیدى از یک استاد، در واقع سبب معروفیت و شهرت همان استاد مقلّد است نه فرد تقلید کننده و من باز توصیه مى کنم که هر فردى براى خویش سبکى خاص داشته باشد. استاد متولى در پاسخ به این سؤال که فراگیرى علم نغمات صوتى و مقامات الحان چگونه مى باشد بدین گونه پاسخ دادند: طبعاً براى دانستن و آموختن هر علمى باید آن را یافت و جست و جو کرد. همان طور که خداوند در قرآن کریم فرموده است: «فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون» یعنى: و از اهل ذکر (یعنى علما و دانشمندان هر امّت) اگر نمى دانید سؤال کنید و بدیهى است که مقامات الحان خود داراى علمى پیچیده است و علمایى خاص خویش دارد که براى یادگیرى این علوم و فنون باید از اهل آن و علماى آن تفحص نمود. تا به این طریق بتوان از عهده تلاوت و عملى نمودن مقامات برآمده و به اجراى آنها پرداخت. به عنوان مثال: نغمات رست صبا و سه گاه چیست و چگونه باید آن ها را در تلاوت اجرا نمود؟ به این ترتیب مى توان هر دستگاهى را مرتب اجرا کرد. گذشته از این ها باید الحان را توام با احساس قلبى و منطبق بر معانى و مفاهیم قرآن کریم پیاده کرده تا در جان و قلب مستمع نفوذ کند و در او اثر نماید و قرآن را بیشتر درک کرده و لذت وافرى از این امر ببرد در غیر این صورت دانستن موسیقى صرفاً به جهت زیبا ساختن صوت هیچ سودى نخواهد داشت. استاد متولى عبدالعال در سال ۱۳۷۰ به کشور جمهورى اسلامى ایران مسافرت نموده و پس از آن در هشتمین دوره مسابقات بین المللى حفظ و قرائت قرآن که در دهه فجر همان سال در حسینیه ارشاد جریان داشت عهده دار داورى مسابقات شدند. سپس با مسافرت هاى متعدد خویش به شهرهاى قم ، مشهد ، کرمان و یزد، شور و شوقى وصف ناپذیر در محافل قرآنى به پا کرده و توانستند با تلاوت هاى زیباى خویش خیل بیشمارى را شیفته این کلام مقدس سازند. تا بدانجا که خود ایشان در خاطرات شان همواره به این نکته اشاره دارند که این شور و عشق به قرآن و قاریان قرآن، در هیچ جا نمى توان بدین گونه شاهد بود. وى به حقیقت اینها را بالاترین اشتیاق به کلام مقدس خداوند مى داند که این عشق، پیر و جوان، زن و مرد نمى شناسد؛ عشقى که از دل هایى پاک برخواسته و انظار را متعجب مى سازد. ایشان در سال ۱۳۷۰ به دعوت کانون قرآن کریم دانشگاه تهران در تالار فردوسى دانشکده ادبیات و علوم انسانى این دانشگاه به تلاوت قرآن کریم پرداخت که خاطره آن تلاوت در میان انبوه عاشقان کلام خداوند هرگز از اذهان فراموش نخواهد شد. طى مصاحبه اى که رادیو قرآن با استاد داشتند، ایشان ضمن توصیه هایى در باب قرائت قرآن و اهتمام به آن، علاقه خویش را براى مسافرت مجدد به ایران اعلام کردند. وى خواهان آن بودند تا در فرصتى مناسب سفرى دیگر به ایران داشته باشند چرا که خاطرات مسافرت به ایران را از بهترین خاطرات خود مى دانند. استاد «سید متولى عبدالعال» از جمله قاریان بنام و مشهور کشور مصر مى باشد که در دهه اخیر به اوج شهرت خویش دست یافت و این امر بواسطه تلاوتهاى بسیار زیباى این استاد است که توام با نغمات حزین و صداى گرم و نواى هیجان برانگیز و ملکوتى وى مى باشد . او در نزد قاریان کشور ایران و علاقمندان و شیفتگان کلام نورانى وحى هم اکنون از محبوبیت و شهرت بسیارى برخوردار است و نواى دلنشین و موزون تلاوت این استاد در کشور اسلامیمان طرفداران بسیارى دارد . این استاد قارى ، در بهمن ماه سال ۱۳۷۰ بنا به دعوت اداره اوقاف و امور خیریه استان تهران سفر پربارى به میهن جمهورى اسلامى ایران داشتند که به مدت یک هفته در تهران برنامه تلاوت قرآن به همراه استاد «شحات محمد انور» داشتند . سپس در داورى هشتمین دوره مسابقات بین المللى حفظ و قرائت قرآن که در دهه فجر همان سال در حسینیه ارشاد تهران جریان داشت شرکت نمود و سپس در پى سفرهاى متعددى که به شهرهاى مختلف میهن اسلامى ما داشتند از قبیل:قم ، مشهد ، کرمان و یزد با تلاوتهاى زیبا و نغمات محزون خویش ، شور و حرارت خاصى به محافل نورانى قرآن ما بخشید و عاشقان قرآن کریم ، حظ وافر از تلاوت این استاد ارجمند کسب نمودند.


موضوعات مرتبط : زندگینامه قاریان مشهورجهان, متولی عبدالعال, ,


بازديد : 3914 نويسنده : مدیریت مؤسسه قرآنی سراج تاريخ : دو شنبه 26 آبان 1393"9:41"

 

«محمد اللیثی»

سال تولد : ۱۹۵۲ میلادی مطابق با ۱۳۳۰ هجری شمسی

محمد محمد اللیثی در سال ۱۹۵۲ میلادی در روستای نخاس از توابع شهر زقازیق در استان شرقی مصر به دنیا آمد و در خانواده ای قرآنی رشد و تربیت یافت، پدرش «محمد ابوالعلا» تنها فردی بود که در روستا توانسته بود کل قرآن کریم را حفظ کند.

از این رو محمد تحت تعلیم پدر خود شروع به حفظ قرآن کریم کرد و توانست به یاری پروردگار و به مدد استعداد و هوش بسیار خوب خود در سن سه سالگی کل قرآن کریم را حفظ کند.

 علاقه روزافزون محمد به تلاوت قرآن کریم سب شد تا وی در سن شش سالگی فنون مربوط به تلاوت قرآن کریم را نیز به طور کامل و تحت تعلیم پدرش فرا بگیرد، همچنین با مراجعه به بعضی از قاریان بزرگ در آن زمان توانست علم اختلاف قرائات را نیز بیاموزد و از آن پس بود که وی تلاوت قرآن را در محافل و مراسم های مختلفی که داخل روستا برگزار میشد آغازکرد.

بیش از ۱۵ بهار از زندگی محمد نوجوان نگذشته بود که شهرت او و تلاوت های زیبایش به روستاها و شهرهای مجاور نیز رسید و تقریباً در استان شرقی مصر در امر تلاوت قرآن کریم صاحب شهرت و منزلت شد.

مردم از صدای زیبا و نفس طولانی محمد در تلاوت قرآن کریم شگفت زده شده و باور نمی کردند که جوانی مانند او بتواند از قاریان بزرگی مانند استاد عبدالباسط محمد عبدالصمد، استاد مصطفی اسماعیل، استاد محمد رفعت، استاد کامل یوسف بهتیمی و استاد سعید عبدالصمد الزناتی، آن هم با آن دقت و ظرافت تقلید کند.

محمد محمد اللیثی در سال ۱۹۸۴ میلادی توانست مجوز تلاوت در رادیو مصر را دریافت کند و از آن پس بودکه شهرتش به سراسر مصر رسید و همه نیز او را به عنوان قاری ممتاز شناختند.

محمد محمد اللیثی به کشورهای زیادی برای تلاوت قرآن کریم سفر کرد از جمله آن ها می توان به هند، پاکستان، جنوب آفریقا، آلمان و آمریکا اشاره کرد.

وی در سال ۱۳۷۹ هجری شمسی به همراه استاد احمد احمد نعینع به جمهوری اسلامی ایران نیز سفر کرد و با تلاوت های زیبای خود شوق و شور وصف ناشدنی را در بین دوستداران قرآن کریم در ایران به راه انداخت.

پس از مراجعت از سفر ایران وی احساس کرد که حنجره اش دیگر توان قرائت قرآن همانند گذشته را ندارد، به همین منظور به پزشک مراجعه کرد اما درمان موفق حاصل نشد و وی پس از اینکه شش سال تحت مداوا بود در روز یکشنبه ۵مارس ۲۰۰۶میلادی به دیدار معبود شتافت .

روحش شاد و یادش گرامی باد.

 

 


موضوعات مرتبط : زندگینامه قاریان مشهورجهان, محمد اللیثی, ,


بازديد : 3895 نويسنده : مدیریت مؤسسه قرآنی سراج تاريخ : دو شنبه 26 آبان 1393"9:26"

«راغب مصطفی غلوش»


استاد راغب مصطفی غلوش قاری مسجد دسوقی در دسوق به روز 5 جولای 1938 میلادی در روستای (برما) مركز طنطا در استان غربی متولد شد …پدرش می خواست كهوی را به تحصیل علوم ابتدائی بفرستد تا صاحب پست بزرگی شود ولی تدبیر امور به دستخالق متعال است در روستا مكتب های زیادی بودند و گرایش ورویكرد به آنها كاملا محسوس و و ملموس بود و مردم در آنزمان از آنجا كه كلمه (عالم ) جز به رجل دینی مخصوصا امام مسجد كه خطبه نماز جمعه را می خواند اطلاق نمی شد به حفظ قرآن كریم توسط فرزندانشان همت میگماشتند تا آنها عالم شوند .
بخاطر مصلحتی كه فقط خداوند از آنآگاه است یكی از نزدیكان به پدر او حاج مصطفی غلوش راهنمائی می كند كه فرزندش راغب را به یكی از اساتید حفظ بسپارد تا حفظ قرآن را به او بیاموزد و به خاطر اشتیاق وعرق دینی شدیدی كه در دل اهل روستا مانند حاج مصطفی وجود داشت او با این نظر موافقت كرد و راغب را گوشزد نمود كه هر روز پس از درس به مكتب برود.


و اما موهبت الهی خودش را نشان داد و كودك 8 ساله موضوع گفتگوی اهل روستا مخصوصا اساتید حفظ و حفاظ شد به خاطر صدای زیبایش تاثیر به سزائی در شدت اهتمام استادمان به او و خیر خواهی ومراقبت دائمی از او داشت چرا كه آثار خوبی را در چهره او می دید و آینده روشنی درمیان مشاهیر قاریان را از وی متوقع بود وهمین مسئله باعث شد كه راغب تاقبل از 10سالگی موفق به حفظ قرآن كریم گردد و بعد از حفظ كامل قرآن، نیكو دانستن احكام آنبدست شیخ عبدالغنی شرقاوی در روستای برما.
درسن 14 سالگی ذكر خیرش به روستاهای همجوار رسید و پیشرفت تا به شهر طنطا جایگاه عالمان هم رسید در رمضان سال 1953دعوتهائی پشت سر هم از روستاها و شهرهای نزدیك به روستا به او رسید در سن 15 سالگیبه روستای (محلة القصب) در استان كفر الشیخ دعوت شد این مهم در ابتداء كار سختی بوددر میان فضائی كه امواج رقابت در بین خبرگان كرسی تلاوت در این منطقه مخصوصا استانغربی موج می زند چگونه بدین جایگاه بلند نائل گردد.
قاری جوان وجوانمرد و جسوربه آنچه می دید و یا می شنید كه رقابتها و مسابقاتی كه آتش آنرا قاری یگانه استادمصطفی اسماعیل بر افروخته بود به اوج خود می رسد اعتنائی نمیكرد بر او لازم بود كه بدنبال عواملی بگردد كه او را برای وقوف بر این سرزمین سخت كمك كند و نیز قواعدی استوار كه از میان آنها بتواند به دعوتی كه احیانا از طرف یكی از ایشان به او برمیخورد پاسخ گوید .
او به درستی دریافت كه بزرگواری و عظمت از جانب خود او سرنخواهد زد وهمانا بر طالب آن لازم است كه با كوشش ومداومت به سویش سعی كند،بنابراین استادی استوار و متین در علوم قرآن را جستجو نمود تا علم تجوید و قرائاترا از او فرا گیرد او متوجه قبله علوم قرآن شهر طنطا شد و به مؤسسه و آكادمی قرائاتدر مسجد احمدی ملحق شد و مرحوم استاد ابراهیم طبلیهی متولی امور او شد ، استاد راغب می گوید:
و من موفق شدم كه در منطقه خودمان یك نمونه عالی از استاد مصطفی اسماعیل قرار بدهم من در صدد تقلید او بر آمدم و به شهر طنطا رفته و بدنبال عالمقرائاتی می گشتم تا اینكه یكی از معروفین مرا به مردی در مؤسسه احمدی راهنمایی كردكه نامش مرحوم شیخ ابراهیم طبلیهی بود كه به من تجوید و احكام درست را آموخت و مندر نزد او قرائت كردم و او مرا ترغیب كرد تا هر روز در مقام احمدی قرائت كنم ،مخصوصا ما بین اذن و اقامه عصر، بسیاری اطراف مرا پر می كردند و به لطف خداوند دردل بسیاری از مردم راه پیدا كردم بالاخص به جهت اینكه من از استاد مصطفی در اداء اعجاب بر انگیز و محبوبش در نزد مردم تقلید میكردم ، من به روستاهای استان غربی دعوت شده و در استانهای همجوار هم شناخته شدم از چیزهائی كه مرا كاملا به خودم مطمئن می ساخت كوشش و مقاومت و حرص زیاد و شدید من بر قرآن كریم و تلاوت همراه با تعهد و تقوای آن بود.
قاری جوان راغب مصطفی غلوش توانست در سن كوچكی و قبل از 18 سالگی برای خودمجد و عظمتی بیافریند ،با اینكه حق دفاع از وطن بر عهده او قرار گرفت و برای سربازی و اداء خدمت خوانده شد چیزی كه چاره و گریزی از آن نبود، در سال 1958م در حالیكه 20سال داشت سربازی را شروع كرد و به مركز آموزش اداره امنیت مركزی فرستاده شد او میگوید :
...))
وبا توجه به اینكه من به نیروهای امنیت مركزی ملحق شده بودم دائما بهمسجد امام حسین علیه السلام تردد میكردم و خبر میگرفتم تا اینكه اگر شده حتی یك آیهدر بزرگترین و مشهورترین مساجد مصر و قاهره قرائت كنم و بر این امر حریص بودم كهخود را به مسئولین مسجد عرضه كنم تا شاید برایم فرصتی پیش آید تا ده آیه ای قرائتكنم یا در این مسجد بزرگ اذان بگویم به شیخ مسجد حسینی شیخ حلمی عرفه معرفی شدم وآنچه مقدور بود از قرآن در نزدش خوانده و او بسیار از من خوشش آمد …و روزی به آنچهدر درونم بود تصریح كرده و از او خواستم كه بزرگواری كرده و به من برای اذان وقرائت یك عشر قبل از اقامه نماز اجازه دهد ، او به من گفت: راغب اگر شیخ طه فشنیتاخیر كرد فرصتی برای تو خواهد بود ، من از ته قلب از خداوند خواستم كه شیخ طه فشنیتاخیر كند و گوئی كه درهای آسمان بتمامی باز گشته بود و خداوند دعوت مرا اجابتفرمود و شیخ فشنی تاخیر كرد و موعد اذان نزدیك شد و شیخ حلمی به من گفت: آماده باشو به مسئول مسجد گفت: بگذار راغب اذان بگوید پس اجازه داد و مرا در كنار شیخ محمدغزالی (رحمه الله ) نگه داشت تا وقتی كه با فرارسیدن وقت نماز عصر از درس فارغ گردد، شیخ مصطفی اسماعیل عبارتی را در آخر اذان اضافه می كرد و می گفت: ((…الصلاة والسلام علیك یا نبی الرحمة یا ناشرالهدی یا سیدی یا رسول الله  من هم همچنانكهاستاد مصطفی اذان می گفت اذان گفتم این در حالی بود كه من لباس سربازی به تن داشتمكه نظر مردم را به من جلب می كرد این موضوع در ماه رمضان اتفاق افتاد و صدا در حالروزه خوب و كشیده و زیبا می شود ومن 10 آیه را خواندم و از سوره الحاقة هم شروعكردم و جو مسجد منقلب شد تا آنجا كه من شبیه خیمه ای در وسط میدانی شدم و در قرائتفرو رفتم چرا كه مردم با گفتن الله یفتح علیك، یبارك فیك، تانی الآیة، به من شجاعتمی بخشیدند ومن آیات را بنا به خواست افراد موجود در مسجد بیش از یكبار خواندم وزمان تلاوت به بیش از نیم ساعت رسید ، من به پادگان برگشتم در حالیكه شادی ام وصفناشدنی و اعتماد به نفسم از اینكه مسجد پادگان را در طول مدت خدمتم به من واگذاركرده بودند زیاد شده بود به من برای خروج در هر زمانی اجازه می دادند و من به مسجدامام حسین علیه السلام زیاد رفت و آمد میكردم و به واسطه این مسجد شهرت پیدا كردم وبا این مسئله من خیلی خوشحال شدم چرا كه در مسجدی قرائت می كردم كه مرحوم شیخ محمودخلیل حصری در آن سوره می خواند و مرحوم شیخ طه فشنی در آن اذان می گفت و مرحومدانشمند بزرگوار استاد غزالی در آن درس می داد و خطبه می خواند این شرف عظیمی بودكه هر كس در سن من و هر حافظ قرآنی آنرا آرزو داشت))

از مسجد حسینی تا رادیو

و در مسجد امام حسین (ع) شروع به جدا شدن به سمتچیزی كه خوابش را می دیدم شدم به بزرگان مسئولان دولتی شناسانده شده و به ایشاننزدیك شدم و ایشان مرا بر قرائت پیش روی جماعت تشجیع كردند و سبب از بین رفتن ترس ووحشت در وجود من شدند و عامل نیرومندی بودند در رابطه با دعوتهائی (برای احیاءمجالس حزن و ماتم در قاهره) كه به من متوجه می شد در آن مجالس با مشاهیر قاریانرادیو مانند استاد مصطفی استاد عبدالباسط استاد حصری و غیر ایشان از مشاهیر همراهمی شدم ، از میان كسانی كه به مسجد حسینی می آمدند استاد محمد امین حماد مدیر رادیودر آنوقت بود حاضرین به او گفتند استاد، به راغب كارتی بدهید تا بتواند به رادیوبیاید و تقاضانامه ملحق شدن به رادیو را پر كند و تقدیم دارد او همانجابه من كارترا داد و گفت: فردا در دفترمن در ساختمان رادیو در شریفین نزد من باش ، من به مسجدامام حسین (علیه السلام)رفتم وشیخ حلمی عرفه، سرهنگ صلاح الالفی و سرهنگ محمد الشماع را دیدم و هر 3 با آمدن با من برای رفتن پیش مدیر رادیو موافقت كردند مدیر بخاطربودن من با آنها با من حسن استقبال داشت و من تقاضا نامه را نوشتم …
بنابر تاریخاعلام شده به رادیو رفتم با امتحان را نزد هیات داوران به اتمام برسانم آنجا دراطرافم 160 قاری دیدم، ایشان به من گفتند: تو در ضمن نگهبانی هستی ؟ -من لباسسربازی به تن داشتم- من گفتم من هم همراه شما هستم و برای امتحان آمده ام ایشانتعجب كردند و بعضی از آنها برای من آرزوی موفقیت كردند …هیات داوران 2 قسم بودقسمتی برای صوت و قسمتی برای قرآن به من گفتند از این قسمت بخوان((من جاء بالحسنةفله عشر امثالها و من جاء بالسیئة فلا یجزی الا مثلها و هم لا یظلمون ))الخ به لطف خدا موفق بودم اعضاء هیات برایم درود فرستادند و به محافظت صدا توصیه ام كردند …

گروهبان وقاری رادیو

از مدت سربازی ام 20 روز مانده بود و من در صددگرفتن گواهی پایا ن خدمت بودم و قبل از 2 یا 3 ماه انتظار معلوم شدن نتیجه رانداشتم پس از گرفتن گواهی پایا ن خدمت به شهر خودم (برما) رفتم و با چیزی كه انتظارنداشتم مواجه شدم اهل روستا استقبال غیر منتظره ای از من كردند و می گفتند: هزاربارك الله راغب مرا بغل كردند و نزدیك بود روی گردن قرارم داده و ببرند گفتم قضیهچیست ؟ گفتند: مگر این خبر را نشنیده ای؟ گفتم: كدام خبر؟ گفتند اسم و عكس تو با تیتر درشت در همه روزنامه ها درج شده كه (گروهبان قاری) خدای را سپاس كه به من صبرو تحملی داد تا این خبر سعید را تحمل كنم خبری كه عقل و صبر نیاز داشت تا كسی درخوشحالی افراط نكند.

سفر به دول مختلف دنیا

استاد راغب بیش از 30 سال متوالی برای قرائت كتاب الله مجید به كشورهای جهان من جمله ایران سفر كرد و به این نكته ایمان داشت كه اینماموریت و رسالت سنگینی است كه به نحو شایسته باید آنرا اداء كرد … در سالهای اخیرماندن در مصر را ترجیح می دهد تا میلیونها نفر از تلاوت قرآن بامدادی و روزهای جمعهو مناسبتهای مختلف او بهره مند شوند و نیز موقعیتی برای سفر دوستان او یعنی مشاهیرقاریان به دولتهای مختلف فراهم شود.
ایام می گذرد و فضائل نیز همچنان با او میگردد فضیلتی كه او و گروهی از بزرگان عرصه قرآن از قرآن كریم بدست آورده اند.

 

 


موضوعات مرتبط : زندگینامه قاریان مشهورجهان, راغب مصطفی غلوش, ,


بازديد : 4129 نويسنده : مدیریت مؤسسه قرآنی سراج تاريخ : دو شنبه 26 آبان 1393"9:22"

«شحات محمد انور»

استاد شحّات محمد انور، قارى مسجد امام رفاهى در روز 1 ژوئیه 1950 میلادى در روستاى كفر الوزیر كه مركزى دور افتاده در استان قهلیه است در یك خانواده كم جمعیّت متولد شد. بیش از 3 ماه از ولادت او نگذشته بود كه پدرش وفات یافت و كودك خردسال نتوانست خوبی هاى پدر داشتن را بچشد، پدرى كه او را در سن كودكى ترك كرده و در حالیكه طفل خردسال و یتیمى بود با امواج زندگى و گردش روزگار با همه شیرینی ها و تلخى هایش مواجه ساخت.

چون هیچ مهر و عطوفتى مانند مهر مادرى نیست، مادرش فرزند كوچك را به دامن گرفته و براى اقامت در منزل پدرش رهسپار شد تا با دایى هاى او زندگى كند چرا كه دایى او وى را همچون پسر خود در برمی گرفت و بهترین امانت دار او بود.
او به یادگیرى و حفظ قرآن اقدام كرد و رشد و نخمو او در خانواده ای قرآنی تأثیر زیادى در تمام كردن حفظ قرآن كریم (در حالیكه 8 ساله بود) داشت و به واسطه دایى اش استاد حلمى محمد مصطفى بارها به قرآن رجوع مى كرد.
وقتى به سن 10 سالگى رسید دایى اش او را به یكى از روستاهاى مجاور (كفر المقام ) برد تا تجوید قرآن را از محضر استاد سید احمد فرارحى فرا گیرد.


هر گاه مى شنیدم یكى از بزرگان فوت كرده است و از یكى از مشاهیر قُرّاء براى احیاء مجلس عزا دعوت به عمل آمده من در حالیكه طفل 12 الى 15 ساله اى بودم به مكان عزا مى رفتم تا به قرآن گوش فرا دهم و از قارى چیزى یاد بگیرم و در فضاى آن مناسبت قرار بگیرم تا اینكه اگر به چنین مجلسى دعوت شدم مثل همین مشاهیر باشم.


استاد شحّات خاطرات ایّام كودكى اش اینچنین به یاد مى آورد: 
"در آن دوره من با حفظ كردن قرآن كریم سعادتى وصف ناشدنى یافتم مخصوصاً پس از اتمام حفظ قرآن و در اثنای یادگیرى تجوید آن و به خاطر اینكه صداى زیبایى داشتم واداءِ لحن من شبیه اداء قاریان بزرگ بود بر هم دوره اى هایم پیشى گرفته و در میان آنان به استاد كوچك شناخته مى شدم و این موضوع ایشان را خوشنود مى ساخت، هم كلاسى هایم در مكتب به دنبال فرصت بودند كه استاد مشغول كارى شود تا از من بخواهند كه با تجوید، آیات قرآن را برایشان بخوانم و چنان مرا تشوق مى كردند كه گویى من قارى بزرگى هستم و یكبار استاد از دور صداى مرا شنید و ایستاد و به من گوش مى داد تا اینكه از تلاوت فارغ شدم و از آن پس اهتمام بیشترى به من مى كرد و تمركز بیشترى به من داشت چرا كه آینده خوب و روشنى را از من متوقع بود. به یاد مى آورم كه در ضمن یادگیرى قرآن كریم براى همكلاسى هایم زیاد تلاوت مى كردم. روزى یكى از ایشان فكرى كرد، او یك قوطى كبریت تهیه كرد و جعبه آن را توسط یك نخ بلند به كِشُوی آن متصل كرد،من یك قسمت را در مقابل دهانم مى گرفتم و مى خواندم گویى كه میكرفون است و هر یك از دوستانم قسمت دیگر را به گوش مى چسباندند تا طنین صدا را از آن بشنوندكه زیبا و قوىّ مى شد…"
همه این ها راه و هدفم را در حالى كه طفلِ خردسالى بودم مشخص كرد و باعث شد كه من هر راه و هر وسیله اى را كه به واسطه آن از قرآن كریم متمكّن مى شویم را جستجو كنم كه از دستم نرود، بالاخص پس از آنكه جوانى شدم و بعد از وفات دایى ام كه سرپرستى خانواده را به عهده داشت من باید به خود و مادر و پدر بزرگم تكیه مى كردم، هر گاه مى شنیدم یكى از بزرگان فوت كرده است و از یكى از مشاهیر قُرّاء براى احیاء مجلس عزا دعوت به عمل آمده من در حالیكه طفل 12 الى 15 ساله اى بودم به مكان عزا مى رفتم تا به قرآن گوش فرا دهم و از قارى چیزى یاد بگیرم و در فضاى آن مناسبت قرار بگیرم تا اینكه اگر به چنین مجلسى دعوت شدم مثل همین مشاهیر باشم."


استاد جوده ابو السعود، السعید عبدالصمد الزناتى و الشیخ جمدى الزامل كسانى بودند كه با حضورشان آتش رقابت را در منطقه شعله ور كردند ولى حقیقت این است كه استعداد این جوان مستعدّ ناگهان درخشید و در آن میان او را منحصر به فرد كرد و به مقامى انكار ناشدنى رسید و على رغم سنّ كمش مانند یك قارى بزرگ كه تمامى سر انگشتان به او نشانه رفته است، درخشید و این ها همه قبل از 20 سالگى بود.
ابتداى كار استاد شحّات با هر میزانى كه بسنجیم ابتداى سختى بود دگرگونى هاى زندگى به كودكى كه هنوز نیاز داشت تا كسى دستش را بگیرد و سفره مهربانى برایش بگسترد به او رحم نكرد بلكه به جاى این ها بى خوابى و شب بیدارى را راه رسیدن دانست و به راستى چگونه چشمان او آرام بگیرد و بخوابد در حالیكه باید به یك خانواده كامل خرجى بدهد بنابر این شروع به پاسخگویى دعوت هایى كرد كه از هر جا به سمت او روان شده بود. این در حالى بود كه پسرى 15 ساله بود قرآن كریم را در همه روستاهاى شمال مصر با دستمزد كمى در آن موقع مى خواند دستمزدى كه از سه چهارم یك جُنیه تجاوز نمى كرد چرا كه مَحفل در مركز (میت غمر) بود كه به ماشین نیاز داشت و گاهى -اگر لازم مى شد كه ماشینى از هر نوع كه مى خواهد باشد اجاره شود- به 7 جُنیه مى رسید بنابراین از آنجا كه باز مى گشت باقیمانده دستمزدش را به جدّ و مادرش تقدیم مى كرد، دعوت ها پیاپى به او مى رسید دعوت هایى كه او را بر تحمل سختی هایى كه در راه رسیدن به زندگى با شرافت و كرامتى كه تاج عزّت و كرامتِ تلاوت قرآن كریم بر فرق آن مى درخشید شجاع و صبور مى ساخت.
استاد شحّات توانست در زمان بسیار اندكى از خود یك شخصیت قوى بسازد و در این امر آنچه خداوند در او از بلند نظرى و عزت نفس و روشن بینى و هوشِ قوى و محافظت بر سر و وضعش و… به ودیعت گذارده بود او را كمك مى كرد.


اینچنین جوانى كه مرتبّاً مى درخشید و قرآن كریم از حنجره او مانند آب جارى در آبراه جریان داشت و شهرت او بر سنّ او بسیار سبقت گرفته بود شایسته بود تا رییس مركز شهر (میت غمر ) در سبعینات دعوت نامه اى به او بفرستد كه او را به یكى از مناسبت هاى دینى كه مرحوم دكتر كامل البوهى اولین رییس رادیو در آن حضور داشت فرامى خواند و این در سال 1975 بود.
استاد شحات مى گوید: "من دوستِ كارمندى در مجلس شهرِ میت غمر داشتم او به من گفت: رئیس مركز براى مراسم افتتاحیّه یك محفل دینى تو را دعوت كرده است كه مسئولین بلند پایه و رئیس رادیو در آن حضور دارند و محفل در مسجد زنفلى در شهر میت غمر برگزار خواهد شد. من قبول كردم و رفتم، وقتى مرحوم دكتر البوهى صداى مرا شنید گفت: شما با این استعداد چرا اقدام نمى كنى كه در رادیو قرائت كنى؟ و مرا تشجیع كرد
با حفظ كردن قرآن كریم سعادتى وصف ناشدنى یافتم مخصوصاً پس از اتمام حفظ قرآن و در اثنای یادگیرى تجوید آن و به خاطر اینكه صداى زیبایى داشتم واداءِ لحن من شبیه اداء قاریان بزرگ بود بر هم دوره اى هایم پیشى گرفته و در میان آنان به استاد كوچك شناخته مى شدم


من رفتم و تقاضانامه اى نوشتم و نامه اى با تاریخ آزمون برایم آمد، طبق تاریخ رفتم ولى هیئت داوران على رغم اعجاب شدیدشان نسبت به خواندن من گفتند: تو باید یك مدّت براى فراگیرى نغمه ها ودستگاه ها كلاس ببینى. من از استاد محمود كامل و استاد احمد صدقى از چگونگى كار سوال كردم ایشان مرا به آموزشگاه موسیقى راهنمایى كردند. من 2 سال رفتم و همه مَقامات موسیقى را با كیفیّت عالى فرا گرفتم و در 1979 تقاضانامه را دوباره نوشتم. سرانجام موفّق شده و برنامه اى براى تلاوت هایم به من داده شد و از آن پس به رادیو راه یافتم."


پس از آن كه پایه شهرت خود را بنا نهاد بر او تكیه زد تا آزادانه بَناى خود را چیده و با رفتن و جُستنِ مجد و عظمت بیشتر در سراسر دنیا آن را بپوشاند، هیچ قارّه اى در دنیا نبود مگر اینكه در ماه مبارك رمضان از سال 1985 تا 1996 به آنجا مسافرت كرد. بارها از طرف وزارت اوقاف مصر و بسیارى از اوقات به دعوت هاى خصوصىِ میلیون ها نفر از دوستداران قرآن كریم در خارج مصر (لندن، لوس آنجلس، آرژانتین، اسپانیا، فرانسه، برزیل، دولت هاى خلیج فارس، نیجریه، زَئیر، كامرون و بسیارى از دولت هاى آسیایى مخصوصاً ایران) كه به او وابسته شده اند به آن كشورها سفر كرد و به قول خودش در همه این مسافرت ها جُز رضاى خداوند و بهروزى مسلمین با استماع آیات كتاب الله مجید را در نیّت نداشته ام.


سرانجام این قاری برجسته جهان اسلام در آستانه شهادت امام حسین (ع) در سن 58 سالگی دار فانی را وداع گفت.

 


موضوعات مرتبط : زندگینامه قاریان مشهورجهان, شحات محمد انور, ,


بازديد : 4036 نويسنده : مدیریت مؤسسه قرآنی سراج تاريخ : دو شنبه 26 آبان 1393"9:16"

 

«استاد مصطفی اسماعیل»



اکبرالقراء استاد مصطفی اسماعیل از مشاهیر و نوابغ علم قرائت قرآن در جهان اسلام است که کلام خدا را با آهنگی بسیار لطیف و دلنشین و با الحانی منطبق با معانی و مفاهیم الهی تلاوت می کند . وی استادی است بی بدیل که در فن قرائت سبکی بسیار ممتاز دارد . مردی است که تمامی قاریان جهان در آستان پر از معنویتش سر تعظیم فرود می آورند و همه به او عشق می ورزند .

به راستی که تلاوت شیوا و ممتاز قاری برجسته ای چون مرحوم استاد مصطفی اسماعیل که توأم با دلپذیر ترین نغمات آسمانی و کلام روح بخش آیات الهی می باشد جان را طراوت و آرامش می بخشد و اینچنین است که رسول خدا صلی الله علیه وسلم می فرمایند «صدای نیکو زینتی است برای قراء». قاریان مبرز و اهل فن بر این عقیده اند که صوت محزون مرحوم استاد مصطفی اسماعیل دارای صفا و پختگی و جذبه ای روحانیست که به دلهای مستمعین می‌نشیند و از گیرایی خاصی برخوردار است .

مصطفی را ، نه تنها قرائت او بلکه تواضع و جوانمردی اش دوست داشتنی می کند . وقتی سوره احزاب را می خواند مردم چنان فریاد به تحسین اومی گشایند که مجلس به خود می لرزد و وقتی در اثنای قرائت با تواضع و افتادگی از مردم اجازه پایان قرائت خود را می خواهد ، آن ها به او اصرار می ورزند و از او ادامه قرائت را التماس می کنند . او نیز می خواند و آنگاه یکی از قرائت های استثنایی تاریخ را می آفریند و سوره الحاقه را چنان می خواند که مستمعین را هوش از سر به در می شود . تلاوتهای مرحوم استاد مصطفی اسماعیل تا اعماق جان انسان رسوخ نموده و مستمع را به اندیشیدن در آیات الهی قرآن و پند و عبرت گرفتن از کلام پروردگار متعال ترغیب می‌کند . بجاست در این زمینه به سخنان حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی که در جمع قاریان و کارکنان رادیو قران ، ایراد فرموده اند توجه کنید :

هنر قاری قران این است که هرچه بیشتر معانی قران را در ذهن مستمع مجسم بکند ؛ به این نکته توجه کنید : اینکه میبیند یک تلاوت گری یکدفعه گل میکند و اهل نظر و اهل بصیرت او را قبول میکنند بی جهت نیست یک علتی دارد . شیخ مصطفی اسماعیل یا عبدالفتاح و اساتیدی از این قبیل کسانی هستند که وقتی قرآن می خوانند شما می‌بینید مفاهیم قران در ذهنشان مجسم است ؛ احساس می کنید او دارد مفاهیم را به شما میدهد نه حرف را ؛ علت (شهرتشان) اینها هست لذاست که اینها در همان منطقه خودشان هم معروف می شوند و دیگران و شاگردهایشان مقلد اینها می شوند . و شما نگاه کنید بین این قراء بزرگ ؛ مثلا شیخ مصطفی اسماعیل که من دقت کردم و شاید دیگران هم همین طور باشند من ندیدم جایی در وقف مطلق مصطفی اسماعیل نایستد ؛ معمولا می ایستد ؛ شما هم بایستید ؛ این ایستادن صدا را زیباتر و دلنشین تر می کند و هم معنی ؛ این هم یک نکته بود .

شیوه ای را که مرحوم مصطفی اسماعیل در علم قراءات مبتکر آن بوده است شاهکاری برجسته است که در آن قاری قرآن همزمان با تلاوت و بیان علم تجوید قادر است تا مفاهیم آیات الهی را به مستمعین برساند و تجسم عینی مفاهیم عمیق قرآنی را ایجاد نماید و اینچنین است که جوهر و بطن قرآن کریم در لحن زیبای قاری گرانقدر و ارجمندی چون مرحوم استاد مصطفی اسماعیل می درخشد . مرحوم استاد به کلیه قراءات سبعه و راویان قراء تسلط و چیرگی خاصی داشت و با قرائت گوناگون قرآن کریم را تلاوت می نمود ، اما اکثراً به قرائت ورش مصری به تلاوت آیات مبادرت می ورزید .همچنین او به تمامی مقامات و الحان قرآنی مهارت و استادی وافری داشت بطوری که اهل فن او را یگانه مقری قرآن می دانند .

مصطفی در ناحیه طنطا از کشور مصر متولد گردید و تحت آموزش اولیه استاد سید البدوی قرائت قرآن را فرا گرفته ، سپس در ناحیه طنطا در مؤسسه الاحمدی به همراه شیخ خلیل الحصری در محضر شیخ «ابراهیم سلّام» که از بزرگترین اساتید آن زمان بود به تحصیل علوم عالی قرائت پرداخت . زمانی که مصطفی برای اولین بار به شهر قاهره مسافرت کرد ، در ملاقات با شیخ محمد رفعت قرائت قرآن نمود ، آنگاه امام القرّاء دستانش را در میان گرفته ، آینده ای درخشان را به او نوید داد . او که یک نابینا بود با چشم بصیرت مصطفی را به خوبی شناخت و زیبایی کار او را در اعماق وجود خویش احساس کرد .

مصطفی یکی از اساتید مسلم علم قرائت است ، استادی که با آشنایی با نغمات و مقامات موسیقی و علم تجوید ، بهترین و بالاترین قرائت ها را آفریده است . او می گوید : « طریقه تجوید و صوت قرآن کریم بر پایه حدود 18 مقام استوار است که برخی از آنان عبارت اند از : بیات و مشتقات آن... صبا ، شور ، حجاز ، رست ، سه گاه ، عجم